سماح به قلم پریسا حصیری
پارت چهل و نهم :
دندان روی هم می سابد و می غرد:
_ببند دهنت رو مهدی، بذار من مثل تو نشم حداقل حرمت نگه دارم.
مهدی قهقهه می زند، همین شب تمام نامردی های دنیا در وجودش جمع شده بود تا سلیم را همچو گرگی تیکه پاره کند.
_دیگه مانعی به اسم تو توی زندگی تیدا نیست، این بار به حرمت همون گذشته یی که ازش دم می زنی دست بردار و بذار تیدا سهم من شه.
می گوید و بوق آزاد در گوش سلیم زنگ می خورد.
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
Maryam
0😢😢محمدعلی لیاقت تیدارا داره بخدا ازبس بچه خوبیه ولی مریم لطفا بنداز بیرون اصلا اعصابم میریزه بهم این دوتا کنارهمن
۱ ماه پیشمینو
2واای چه سخته کت شلوار دامادی عشقت رو بدوزی🥺🥺اون هم وقتی قراره سهم یکی دیگه بشه😭امان از دل تیدا😭امان از دل سلیم😭
۱ ماه پیش🦢AVAZ GHO🦢
1بمیرم برا غمت تیدا💔
۱ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ماهرخ
0وای چه لحظه ی غم انگیزیه 😭😭