پارت هفتم :

او شروع به صحبت کرد، اما من در جایم میخکوب شده بودم. معمولاً در مکالمات کاری دست و پایم را گم نمی‌کردم، اما بوی تند سیگار در فضا، مرا مستقیماً به آن روز شوم می‌کشاند؛ روزی که شاهد مرگ بودم، روزی که تنم دریده شد و نتوانستم حتی ذره‌ای برای نجات خودم کا ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!