کابوس واقعی به قلم زهرا زارعی
پارت ششم :
در بهت وشوک بودم و یک چیزی انگار بیخ گلویم را گرفته بود، با چشمانم دنبال آن همتای چندسال پیش میگشتم. پس کجاست آن دختر؟چقدر تغییر کرده بود. یک لحظه به خودم نهیب زدم:
"شاید خودش نیست؟ اما نه اون چشمهای مشکی درشت، خودشه.
مگه میش ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...
