پارت چهارم :

میگفت تو سرکشی و این سرکشی هات نقاشی تو رو بلد میکنه

یادمه تو جشنواره ترکیه اول شدم، از ذوق چنان جیغ زدم که انگار دنیا را فتح کردم...

سرم را تکان دادم تا از این خاطره‌ها بیرون بیایم.دیگر از نقاشی متنفر بودم. چون یادم می‌ آمد چه طور آن دخت ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!