پارت صد و پنجاه و ششم :
_ نه بابا صدام نمی لرزه خیلیم خوبم... خودت کجایی اردوان؟
یکهو ماشین با ترمز بدی ایستاد که باعث شد شوک زده به سمت رادان برگردم تا ببینم چش شده.
دیدم لب هاش رو محکم روی هم فشرده و با خشم به رو به روش نگاه می کنه.
به سمت جلو برگشتم ببینم چه اتفاقی افتاده که دیدم پشت چراغ قرمز ایستادیم.
خب چرا این طوری ترمز می گیره زهره ام ترکید.
چه طرز رانندگیه بعد اسم ما خانوم ها بد در رفته.
مطالعهی این پارت حدودا ۳۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۱ هفته پیشندا
0اصلا دلم نمیخواست جای دلوین باشم😂🥲
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ هفته پیش🦢AVAZ GHO🦢 اختیاری) ۰ / ۳۰
0عالی مثل همیشه ❤️
۳ هفته پیشسارا
0اون علامت ۳۰ کنار اسمت چیه؟
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
منم نمیدونم 😂
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋
۳ هفته پیش🦢AVAZ GHO🦢
0چقدر حرفای بهراد حق بود
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۳ هفته پیش...
0از صمیم قلبم ارزو میکنم هر دختری تو زندگی یه مرد مثل اردوان داشته باشه که حتی نگران لباس گرم پوشیدنش باشه
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم الهی امین
۱ ماه پیشحدیثه
2رادان چه ترسناکه😂ولی چون یه روانیم و روی افراد سمی کراش میزنم ازش خوشم میاد
۱ ماه پیشفاطی
0حالا جلوتر میایی با هومان اشنا میشی برای اونم همینو میگی😂
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم🤭
۱ ماه پیشLina
0من هنوز دارم به اون نگاه های رادان فکر می کنم 🫠🥺
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چه طور🤭
۱ ماه پیشlina
0خیلی کاریزماتیکه لعنتی و همینطور ترسناک🥺😐😁😁
۱ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍
۱ ماه پیشمینا
0اردوان اگه یه بار احساساتش رو مستقیم بگه من سکته می کنم😭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خدا نکنه عزیزم 🤭
۲ ماه پیشسدنا
0رادان یه مدل خاصی عصبی میشه که آدم نمی فهمه الان قراره حرف بزنه یا یکی رو بکشه.
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
پسرمون یه خورده خشنه 🤭
۲ ماه پیشدلی
0فقط منم که حس می کنم دلوین اصلاً نمی فهمه چه خبره؟ 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشFaranak
0بهراد از اون برادرهاییه که هم حسود میشه هم دلش می خواد خوشبختی خواهرش رو ببینه. دقیقاً به خاطر همین عاشق شخصیتش شدم❤️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم چه خوب
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0این ناجوانمردانه ی کیانا جان با یک فنجون چای بشینی به تحلیل های ما بخندی کیف کنی در صورتی که خودت می دونی چی به چیه 😎
۲ ماه پیشjeyran
3وای دقیقا سعیده منم به این موضوع فکر کردم😂میشینه با خوندن حدسامون به ریش نداشتمون میخنده بعدش هم ی کامنت میزاره: باید ببینیم چی میشه قشنگم😒💔😂
۲ ماه پیشمریم
0اره دقیقا 😂😂یا از اینا میزاره🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خب چی کار کنم؟😂نمیتونم که داستان رو بهتون لو بدم 😂😂ولی خب نامرد نباشید جدیدا دارم کد زیاد بهتون میدم
۲ ماه پیشمریم
0شوخی میکنیم عزیزم 🤪اره متوجهم مرسیی❤️❤️
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍🫂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
3اون جمله اش که دیگه بعضی وقت ها چنان میره روی اعصاب من که دلم میخواد سرمو بکوبم تو دیوار 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عجب 😂
۲ ماه پیشحنانه
3وای دقیقا 😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
خنده؟ بیشتر نگران میشم🤭چون یه سری تحلیل ها و دقت ها به پارت ها دارید که نشون میده واقعا به جزئیات و ریزترین اتفاقات دقت می کنید و کنار هم میچینید یهو یه حدس درست میزنید که باعث میشه اینور من با خودم بیشتر فکر کنم که چی کار کنم فعلا این تئوری که دادن ثابت نشه😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
البته لازمه بگم شکرخدا چندان موفق به کشف هسته اصلی وقایع نشدید
۲ ماه پیشالمیرا
0ای بابا. یکم ماهی بخوریم شاید فسفر های مغزمون و ی تکونی داد🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
😂
۲ ماه پیش🕊️سعیده
2شاید باورت نشه وقتی هنوز عضو رمان نبودم اومدم کامنت های این رمان خوندم دیدم نویسنده اکثراً همش همین رو می نویسه با خودم گفتم این چه مدلشه😂😂
۲ ماه پیشحنانه
0ولی باید بهش حق بدیم رمانش رازالوده نمیتونه که داستانشو لو بده
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اخه گل قشنگم من اولا نمیتونم داستان رمان رو لو بدم مثلا الان شاید حدسی که تو میزنی کاملا هم درست باشه اما نمیتونم تایید یا رد کنم چون در هر صورت یه بخش از داستان لو میره
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
از طرفی تعداد خوانندگان این رمان زیاده و افراد زیادی کامنت میذارن من نمیتونم برای هر کامنت یه جواب متفاوت اماده کنم (واقعا شدنی نیست) هم تایم زیادی میگیره هم اکثرا یه مورد رو میگید و منم نمیتونم جواب بدم فقط میتونم بگم باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍😂😂
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
2بعضی وقت ها حرصم میگیره از دستش سعیده 😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
با تشکر 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
جات خالی سعیده 🤭 ولی خب جدا از شوخی واقعا این طور نیست کامنت های شما رو میخونم میبینم چه قدر سرسختانه دارید تلاش میکنید همه چی رو کشف کنید و تحلیل های خفنی هم ارائه میدید که کار منو سخت می کنه
۲ ماه پیشالمیرا
0من به شخصه حس میکنم همه تحلیل هام تو در و دیواره🤣
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
این طوری ها هم نیست نگران نباش 😂
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0یک سوال مگه با توجه به تحلیل های ما مسیر داستان عوض میکنید؟؟مگه از قبل سناریو آماده نبوده؟؟نگو که این کارو می کنی 😫😩
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه نه عزیزم اشتباه متوجه شدی اصلا همچین چیزی امکان نداره 😂 مثلا الان اکثرا حدس زدید رادان مرد مخفیه و اگه تو ذهن من هویت واقعی مرد مخفی رادان باشه نمیگم چون حدس خیلیا روی رادانه پس میکنم البرز مثلا😂
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0این کارو باهامون نکن 😩،خواهش میکنم🙏🏻
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
چشم 🤭
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سناریوها اماده است همه چی طبق برنامه ای که خودم ریختم داره پیش میره مثلا الان امشب پارت 157 روی سایت میاد در حالیکه خودم دارم پارت 170 رو مینویسم و از طرفی کل داستان و نقشه راه برای من مشخصه چون داستان رازالوده و همه چیز باید با دقت کنار هم چیده بشه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
اینطوری مجبور میشم بیشتر فکر کنم که بهتر رمان پیش بره تا چیزی فعلا لو نره 🤭
۲ ماه پیشالمیرا
2کیانا با ی فنجون قهوه دارچین(خواهر مرد مخفیه کیانا😎😎) منبع : به جون سهیل خیانتکار راست میگم🤣🤣
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0این منبع های تو نوبره ها المیرا 😂 یه بار منبع جون عمه حالا سهیل 😂😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
منابع عجیبی داره 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
قهوه و دارچین🤭 صد بار گفتم منبع معتبر استفاده کن چه وضعشه😂
۲ ماه پیشحنانه
0لعنت بهت پسر ارشد؟ رادان پسر ارشده؟ مگه هومان نبود؟ لعنتیی😬💀کیانا اشتباه کردی یا داری بهمون میفهمونی اینا سه داداشن💀😱
۲ ماه پیشالمیرا
0من حسم میگه که، رادان نمیدونه هومان زنده ست بخاطر همین خودش و ارشد میدونه. احتمالا ی پسر کوچیک تر هم داشته باشه احتشام خان
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ممکنه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
سوال این جاست چرا هومان هیچ حرفی از داداش سوم نزد :)
۲ ماه پیشSss
0احتشام تو پارت ۱۳۹ به هومان میگه نمیذارم یه بچه دیگه ام از دست بره که یعنی بچه ای داشته که احتمالا مُرده
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0عه راست میگی اره احتمالا دختر بوده
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
شاید
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
دقت خوبی کردی افرین بهت
۲ ماه پیشjeyran
0دقیقا منم همین حرفو با اندکی تغییر گفتم کیانا گفت این حرف از کجا اومد😐💔انگاری ی دختر مرده داره دیگه
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
یادم نبود که توی مونولوگ های احتشام بهش اشاره شده
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0توروخدا بزار مغزمون بزاریم برای پارت امشب از بس فک کردم هی فکر میکنم الان مرد مخفی میاد منو به جرمه کشف اطلاعات رمان میندازه زیر زمین 😂😎😜
۲ ماه پیشفائزه(زن صابر)
0با صابر میاییم نجاتت میدیم 😂💔
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0جمله خوبی بود بهتره هشدار ها رو جدی بگیریم 😂😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
کار خیلی خوبی می کنید 😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍🫂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
نه عزیزم چه اشتباهی؟یه همچین چیزی چه طور میشه اشتباه کرد
۲ ماه پیشنفسی
1اردوان فقط یه جمله گفت لباس گرم بپوش، ولی من بیشتر از ده تا جمله عاشقانه تاثیر گرفتم😁😁
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
عزیزم😂😍
۲ ماه پیش🕊️سعیده
0آفرین عزیزم خوشحالم اردوان شناختی دیدی چقد حساسیت داره به دلوین نشون میده پسرم زیر پوستی داره توجه می کنه 😇
۲ ماه پیشنفسی
0خیلی هم عالی 😂 من طرفدار پسرتم😂
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همه از شریف بودن پسرت خبر دارن
۲ ماه پیشپای قصه کیانا
0بهراد به نظرم فقط از روی غیرت حرف نمی زد. یه جورایی حس می کنم از قبل یه ذهنیتی نسبت به اردوان داشته و این پارت فقط باعث شد بالاخره اون حرفا رو بریزه بیرون🤧
۲ ماه پیشتینا
0یه چیزی توی دلش بود که داشت سر اردوان خالی میکرد
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Sarisa
0حس میکنم رادان از داداش بزرگش خبر نداره نمیدونم شاید من اشتباه میکنم