پارت صد و پنجاه و پنجم :

در گاوصندوق رو بستم و اهرم رو چرخوندم اما درست همون لحظه صدای گوش خراش آژیر های هشدار دهنده از داخل اتاق بلند شد.
ترسیده به اطراف نگاه کردم.
مغزم هشدار داد که وقت فراره.
سریع به سمت در دویدم همون لحظه در اتاق به روم باز شد و مثل صاعقه یه گوریل بزرگ و عضلانی مقابلم ظاهر شد.
وحشت زده بهش خیره شدم و مدارک رو به خودم چسبوندم.
_ تو دیگه این جا چه گوهی می خوری؟ اون اسناد توی دست ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    رادان خشن می شود 😂😂

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    تازه کجاشو دیدی

    ۳ هفته پیش
  • دنیا

    0

    رادان خیلی مرد مخفیه 🥲 خب خوشبختانه هر پارت نظرم رو یکیه 😂😐💔

    ۴ هفته پیش
  • حنانه

    0

    یه بار میگی هومان یه بار اردوان یه بار رادان یه بار مهبد😂😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بالاخره یه بار اسم همه رو میبره یکی درست درمیاد😂

    ۴ هفته پیش
  • دنیا

    0

    خواهر تیریه در تاریکی 😂😂

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ هفته پیش
  • دنیا

    0

    تازه حتی ارکا و بهرادم بودن 😂😂💔

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خیلی هم عالی😉😁

    ۴ هفته پیش
  • نازنین

    0

    یه نکته اینکه مرد مخفی هم استخوان بینیشو فشار میداد رادان هم این کارو کردد

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    یه نفر دیگه هم توی رمان هست که این کار رو میکنه توی همون پارت های قبلی هم هست

    ۱ ماه پیش
  • دنیا

    0

    هومانه. مثل اینکه ارثیه 😂

    ۴ هفته پیش
  • سارا 8

    0

    نه هومان نیست هومان استخونشو فشار نمیده اردوان این کارو میکنه

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه عزیزم هومان یه همچین عادتی نداره

    ۴ هفته پیش
  • سرمستی

    0

    نمی دونم چرا هرچی بیشتر از رادان می بینیم، کمتر می فهمیمش! یه لحظه انگار کمک می کنه، یه لحظه بعد خودش تبدیل میشه به بزرگ ترین تهدید داستان😶

    ۱ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    به قول بچه ها دو قطبیه

    ۱ ماه پیش
  • مائده

    0

    از اول دارم میگم مرد مخفی رادانه ینی میش اونیکه میخاست بندازه دلوین و تو استخر تسی هومان باشه؟؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    حدسیات جالبی بود قشنگم جلوتر مشخص میشه

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    بچه ها بدوید کلی این پارت نکته داشت نکته اول لازمه بگم وایب مرد مخفی به شدت از رادان حس شد؟😁

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    وای کی میخواین قبول کنین این قضیه رو😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    تا من رسما اعلام نکنم که اره اینطوره مطمئن نمیشن که کاملا طبیعیه 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ولی مریم انگار تو خیلی مطمئنی که رادان مرد مخفیه 😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    من قبولش کردم با احساسات من بازی نکنین😂🥺

    ۲ ماه پیش
  • یلدا

    2

    منم همیتطور 😭😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ایشالله که با احساساتت بازی نمیشه 🤭

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    تا وقتی خود کیانا استوری اینو استوری کنه🤣🤣. رادان😎 = مرد مخفی😏

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    عا اونجوری خیلی خب😂 ولی بچه ها شما دوست دارین کی باشه؟

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    من اولش دلم خواست واقعا اردوان باشه بعد ک اردوان از دوره حذف شد فقط گفتم بااید زادان باشه غیر رادانو قبول ندارم ولی حالا هومان هم هست😭😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    هومان دیگه پر 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    بین هومان و رادان موندم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    جدی؟پس پونه چی؟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این قضیه چه ربطی به پونه داره؟

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    مردمخفی دلوینو میخواد ولی هومان داره به پونه حس پیدا میکنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    متاسفانه هیچکس از بعد خودش خبر نداره

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    کاملا صحیح😐😐

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    انتخاب سختی هم داری

    ۲ ماه پیش
  • الینا

    0

    کاش اردوان بود ک تهش هم به اردوان میرسسد🥲

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    ولی من احساس میکنم به اردوان میرسه🥹

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    علایق اکثرا مشخصه دلشون میخواد کی باشه 😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    باید تو خواب ببینیم😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همچین چیزی محاله میدونی که؟😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • لاله

    0

    من موندم رادان از کجا فهمید دلوین رفته گاوصندوق رو باز کنه؟ این مرد همه جا دوربین کار گذاشته؟! 😂

    ۲ ماه پیش
  • فاطی

    0

    باهاش تماس گرفت دیگه.. بهش گفت که میرم اون مدارکو برمیدارم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قشنگم مکالمه بین رادان و دلوین رو یه بار دیگه بخون دلوین بهش گفت که ماموریت رو کامل انجام میدم و خودمو بهتون ثابت میکنم پس رادان فهمید قراره چی کار کنه حتی دلوین به این قضیه هم اشاره کرد

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    اون جایی فهمیدم مشکل دارم که وقتی رادان داشت پشت هم دلوین و تحدید می کرد به جای اینکه بترسم فقط لبخندم پر رنگ تر میشد🤣. نمیدونم چرا انقدر با تحدید هاش حال کردم

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    حالا من اگه جای دلوین بودم میگفتم زندگیی خودمه اصلا دوس دارم بمیرم دوس دارم برم زندان به توچه 😂😂🙁

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    2

    دلوین هم خوب جلوش ایستاد😂ولی معلومه رادان خیلی ترسناک میشه از یه جا به بعد جملات دلوین کمتر شد😂💔

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    رادان واقعا ترسناکه😈

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    منظورت همون کاریزماتیک بود دیگه نه ؟😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    نه نه واقعا ترسناکه😈

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    2

    منم تا همین حد لجبازم مریم😎😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    2

    پس بزن قدش😂😂😁😁

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب افتخاری🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بعد از دلوین ایراد میگیرید 😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    2

    وای من روم نشد بگم🤣🤣باور کن المیرا اون تهدید میکرد من لبخندم پهن تر میشد انگار داشت حرف عاشفانه بهش میزد🤣رد دادیم به خدا🤣🤣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب 😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    😂وای من برعکس نگران بودم میگفتم خدایا نکشتش یهو

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوبه یکی بالاخره نگران شد 🤭

    ۲ ماه پیش
  • الینا

    0

    دست رو دلم نذار 🤣💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    2

    حق داری منم همینم بیشتر ذوق میکردم😂بعد جالب اینجاست رادان دلوین دوست داره وقتی اسم اردوان میاد سریع حسودی می کنه بعد از اونور به دلوین میگه من هیچ حسی به تو ندارم🤨داداش کیو داری گول میزنی مارو یا خودتو قشنگ معلومه چشت دنبال دلوین🗿

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    از بس غد و لجبازه 😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    مردا همشون لجبازن😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قبول کردن این موضوع برای مردی مثل رادان سخته 😂

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    داره موش می دونه😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    واقعا؟😂عزیزم خدا رحم کنه به پارت های جلوتر پس 😂

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    3

    چرا رادان حرف هاش تهدیداش وایب مرد مخفی میداد،،من از همه متنفرم ولی از تو فقط عصبانی میشم ،،این مرد مخفی نگفته بود🤔 خیلی دیالوگ آشنایی بود یا شایدم تقریباً شبیه،،فقط وقتی فهمید اردوان پشت خط چجوری ترمز کرد،،😎

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    1

    ولی سعیده من فکر میکنم اون جمله رو اردوان بهش گفت همون شبی ک دلویک اردوان فلک زده رو مسموم کرد😂🤣💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم اردوان گفت

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    دقیقا همون جمله نبودا شبیهش بود

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    ولی اره منم به شدت وایب مردمخفی ازش گرفتم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    2

    از شدت جذبه اسم جذاب اردوان زد رو ترمز😁😎خدایی من طرفدار هردوتام😂انتخاب سخته اقا

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    1

    همه تو این رمان باحالن خدایی. البته بجز اون مرتیکه خیانتکار سهیل. من ببشتر از همه با مردمخفی و هومان خیلی حال میکنم، بعد اردوان و رادان. وایی بهراد هم که تو قلبم جا داره. (قلب نیست که مسجده، انقدر رفت و آمد شده بو پا میده)

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    قلب که نیست ژله است برای همه لرزیده 😂💔البته حق داری منم دقیقا همینطوریم از همشون خوشمم یاد به جز اون سهیل موزمار خیانت کار کثافت لجن

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    1

    وای از خنده مردم خیلی خوب بود تشبیه ژله🤣. مارموز❌. موزمار✅. وای بچه ها خیلی دوستون دارم، یکی از بهترین سرگرمی هام جدیدا صحبت کردن با شماست، سارا، فائزه، سعیده و بقیه بچه ها. کیانا هم همه کامنتا رو جواب میده، آخه چقدر تو خوبی زن❤

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم بمونی برام عزیز دلم خوشحالم از این که توی این رمان حس خوب داری و با بچه ها هم یه جور خوب بینتون درست شده 😍🫂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    ممنون بابت غلط املایی که ازم گرفتی😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    پس اسم من چی🙂💔نامرد😒

    ۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    حنانه جون شما هم اتفاقا کامنت هات خیلی حقه. من بعضی وقتا ی سری نکته هارو میخوام بگم ولی میبینم شما قبلا گفتی، بعد میام لایک میکنم. بیشتر از همه پیام های تو رو لایک میکنم. بقیه بچه ها هم خیلی باحالن، تحلیل هایی میکنن در حد اپیلاسیون رایگان. مخصوصا مریم. باحال ترین کامنت ها مال مرد مخفیه😂

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    مرد مخفی کلا از رده خارجه🤣خبلی گوگولیه تو کامنت ها اخرش نفهمیدیم مرد مخف کیه🙄😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اینم اخر رمان مشخص میشه 😂

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    خواهش میکنم 😁😁لیزر هم داریم😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍واقعا خوشحالم که تا این حد با هم دوست و همراه هستید🤍

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    عزیزم من خیلی دوست دارم حس خوبی بهم میدی با نظرات قشنگت ،،دختر خوش قلب دوست داشتنی 🥰

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم حتما یادش رفته

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    3

    منم با این که هیچ کدومتون رو ندیدم اما عاشقتونم و واقعا هم جزو سرگرمی هام شده هم جزو علایقم زود زود میام چک میکنم ببینم کسی منو ریپلای زده یا نه😂🫣

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍خوشحالم تا این حد با هم اخت گرفتین🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    1

    مخلص شمام هستیم داشی😎 منم از اینکه دوستای خوبی مثل شما پیدا کردم خوشحالم🥹🫂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    اینجا خیلی فضای خفنیه ،،منم از همه ی شما عزیزان حس خوبی میگیرم انگار سالهاست میشناسمتون🤩😍😘هر جا هستین سلامت شاد باشین

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    تو هم همیشه سلامت باشی عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حنانه

    0

    من حتی نمیتونم رتبه بندی کنم که اول از کدوم خوشم میاد 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    از مرد های دارک خوشت میاد پس 🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • مرد مخفی

    0

    ببین این خیلی راحته اگه بخوایم منطقی بهش فکر کنیم من شبیه رادانم ، رادان شبیه اردوان و اردوان شبیه من ولی من اردوان نیستم پس در نتیجه رادان نیز می تونه خود اردوان باشه و من نمیتونم رادان باشم 🗿( بعداً میفهمی که چی گفتم)

    ۲ ماه پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    مخفی جان مطمئنم نفهمیدی چی گفتی 😂💔از این حرفا یاد شوهر من ندیا

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    منم نفهمیدم

    ۲ ماه پیش
  • شیرین

    0

    الان دقیقا جی شد من نفهمیدم 😂😂💔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    منم😂

    ۲ ماه پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    کی کیه کی کی نیست؟ 😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پیچیده شد که

    ۲ ماه پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    یعنی عاشقتم مرد مخفی🥰😘 با این کامنت مرد مخفی رمان زیر سوال بردی ،😎

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه قشنگم اون جمله اردوانه(با اندکی تغییرات لازم 🤭)

    ۲ ماه پیش
  • شنیا

    3

    حاجی پشمام عجب رمانیه😭وای من تحمل انتظار ندارمم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    این پارت کلی تنش و هیجان داشت خیلی دوسش داشتم مثل همسشه عالب بودی عزیزم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    1

    یه لحظه دلم برای رادان سوخت، یه لحظه برای دلوین.. آخرشم برای فرمون ماشین. 😂🚗

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب 🤭

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    تماس اردوان دیگه تیر خلاص بود اصلا حرف نداشت😂😂

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • محدثه

    2

    من بیشتر از همه کنجکاوم بدونم اون دختری که رادان قبلاً درباره ش حرف زده، واقعاً چه ارتباطی با دلوین داره🤔

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • شنیا

    2

    یاا خداا 😭😭 من هنوز تو شوکمم. رادان واقعاً بوسیدش؟؟ وایی

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😉🤍

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️