پارت هفتاد و ششم :
(دانای کل)
روی تخت درمونده و وارفته نشسته بود.
هنوز هم وسطِ اتفاقات دیشب گیر کرده بود. شبی که تموم شده بود ، اما دردش روی لبهای نعنا حس میشد.
صبحی خاکستری از لایِ پنجره به نعنا میتابید. نعنا فکر میکرد ، به بدبختیها و غمی که مجنون وارانه یقهش رو چسبیده بود. به این فکر میکرد که بدبختی ، برعکسِ آرزوهاش ، خیلی منظم و سرِ وقت بهش سر میزنه.
حالا چیکار باید میکرد؟. <
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
سلام
0من همون سلام هستم و بعد از کلی زور از طریق سایت وارد شدم و پارتا رو خوندم دستت طلا زن. اکوامارین جانم یه عکسی از بچگی میراث تو تل گذاشته بودی که بچگیش بود و تنها توی دریاچه. دلیل خاصی داره؟
۱۷ ساعت پیشلیلی
1میشه یکی بگه این عکس ها و کالی کجا می زاره منم می خوام اونجا عضو بشم خواهش
۳۶ دقیقه پیشdary
1وای عالیه حتی دیگه نمیتونم حدس بزنم که چه اتفاقی قراره بیفته
۴ ساعت پیشنیلی
2دوماه نخونوم روهم جمع شد با ذوق خوندم الان باز گریم گرفته🥲🪽🤣
۶ ساعت پیشهانی
3چجوری دوماه تحمل کردی ؟ یعنی ایول به ارادت من نمیتونم😐
۵ ساعت پیشاریل
3با تمام احترامی که برای نویسنده قائلم، اصلا رمان اون جذابیت قبلی رو نداره! کل جذابیتش شده چهار تا بوسه و ..؟؟ فقط پارتای اول قشنگ بود! انگار کلا داستان و سبک رمان عوض شده وانشات بنویسید یهو!
۷ ساعت پیشسه نقطه
5واقعا سر رمانای کالی ادم از شدت خوبی و بی نظیری نمی دونه چه توصیفی داشته باشه🫠💙 به نظرم اگه فیلمش ساخته می شد از هری پارتر و بقیه فیلمای تو این سبک هم پر فروش تر می شد😶 🌫️✨️💫
۱۴ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
😂😂😂😂😂 دورت بگردم
۱۳ ساعت پیشسه نقطه
5ولی نعنا چرا انقدر دراگون و خنگ فرض کرده؟😂 اخه یعنی فرق بین پای دخترو پسر و نمی فهمه 😑😂
۱۴ ساعت پیشسه نقطه
4حداقا واکنش های من بعد هر پارت جیغ+بالشت😂
۱۴ ساعت پیشطوفان
8خیلی دوست دارم کالی جونم خیلی اینقدر که یکی از ارزوهام اینکه تا قبل مرگم تورو ببینم و یه دل سیر در باره هکائو و رد فلگی باهات حرف بزنم ایشالله که همیشه تندرست باشی و پر قدرت ادامه بدی و منم زنده باشم و انیمه و فیلم شدن رمان هات رو ببینم مخصوصا ایین دوتا قربونت برم مهربونم 🦢💜💙🖤💜💙🖤💙🖤💜💙🖤🦢
۱۷ ساعت پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
الهی عزیز دلم ، صددرصددددد اون روزم میاد
۱۴ ساعت پیشالی
1واای چه پارتای پر هیجانی🔥🤩 بعد از چند وقت عالی بود بازم 👍🏻
۱۵ ساعت پیشRoghayyeh
1*** پریده دیگه اصلا نمیاره خیلی دلم میخواد ادیت های جدید رو ببینم کلی هم دلم برای کالی قشنگم تنگ شده
۱۵ ساعت پیشRoghayyeh
2بره مدرسه یونا لباشو ببینه خودشو دار میزنه
۱۵ ساعت پیشAyda
2فکر نمیکنم آوا برای نجاتش کاری بتونه انجام بده و به نظرم یونا کلی نگرانشه
۱۷ ساعت پیشستی
0واای گفت از چنگال شغال گرفته بودش و نمیخواد از دستش بده
۱۷ ساعت پیشطوفان
2یعنی کالیستو اکوا جونم حرفایی که اینجا میزنی درد های دل منه و به حالا دلیل هایی حال میراث خوب درک میکنم ولی با این تفاوت که من خورشیدم رو از دست دادم و بعد اون قسم خوردم به هیچ خورشیدی وابسته نشم و به خاطر همین به سایه ها پناه بردم تا همدم شیطان شم چون اون بهتر درک میکنه چون اون هم یه روز یه خورشید
۱۷ ساعت پیشطوفان
2داشت ولی ترکش کرد و من همیشه میگم خورشیدم احمق بود چون ماه را فروخت تا فانوس را به دست بیاورد اره من از خورشید دیگه متنفرم و هیچوقت در طول روز بیرون نمیرم چون نورش باعث عذابم میشه درکل کالی جونم قلمت کل محاسبات ذهنم رو بهم می ریزه و باعث میشه از شدت دگرگونی با هر بند قلمت اشک بریزم واقعا تو تکی💙🦢
۱۷ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

Aida
0میراث خیلی عجیبه نمیدونم اخر کی دوست داشتنش رو میخواد نشون بده بیشتر خشن و دراماتیکه تا عاشق