آلوده به ابلیس به قلم آوا موسوی
پارت صد و سی و پنجم :
نمیدانم چقدر از ظرف زمان و مکان کنده شده بودم، اما اثر خوابآور دارو و مسکن همانند پتوی گرم و سنگینی روی پلکهایم افتاده بود و غوطهور در خواب و بیداری، صدای پچپچهای ضعیفی را میشنیدم.
به زور میان مژههای بههمچسبیدهام را فاصله دادم و چند بار پلک زدم، اما دوباره چشمان دردناکم بسته شدند. مغزم در تلاش بود که خواب را به تنم تحمیل کند تا شاید کمتر احساس درد داشته باشم، اما با
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
Rez
6(( دارم صدای نفس کشیدنت رو گوش میدم)) وایی کیوان مظلوم اخیی بچه میترسه🥲
۲۰ ساعت پیشKara
4داداش دارم از ذوق میمیرم منظورت چیهه
۱۴ ساعت پیشRez
4یکی باید نیش منو ببنده وایی من مردم از ذوق 🥹🫠
۱۰ ساعت پیشنرگس
5دلم میخواد این طرف رو از اون شکنجه های رهامی بدن🤌یا حتی بدتر
۱۴ ساعت پیشنبات
0هم اسم تو این یه مورد خیلی باهات موافقم حتی میتونن به سبک سازمانی که دنبال روباه قشنگمم بود هر بلایی خواستن سرش بیارن
۱۳ ساعت پیشنرگس
4خود کیوان داره میگه زنگ بزن به آرام تئو میگه نه خوابه🙏🏻تئو؟؟بو داره میاد
۱۴ ساعت پیشنرگس
1کم آدم دنبال تارا بودن بکشنش دشمنای کیوان هم اضافه شدن🤝
۱۴ ساعت پیشنرگس
1ولی هرچی فکر میکنم نمیتونه کار فرخ باشه اینا کار یکی دیگست.الکی الکی تارا قربانی شد سر دشمنای نیک نژاد.داداش چیکار میکنی بردار سرشونو بکن زیر آب دیگت حتما باید بکشنش؟
۱۴ ساعت پیشنرگس
0سورنا کو،خبر نداره هنوز؟
۱۴ ساعت پیشنرگس
0الان اون لحظه ای که کیوان با تئو چشم تو چشم شدن باهم کانکت شدن و برنامه ریزی های لازم رو کردن و تصمیم بر این شد که آرام فردا بیاد بیمارستان؟😂😂این خوب بود
۱۴ ساعت پیشنرگس
0انگاری قصد این طرف کشته شدن یهویی اینا نیس میخواد بازی کنه باهاشون،البته با این آتیش گرفتن فکر کنم ایندفعه قصدش جدی بود اما نه برای کیوان میخواست بلا سر تارا بیاره کیوان زجر بکشه که نشد
۱۴ ساعت پیشنرگس
0الان یه چیزی،فرخ که میخواد با اینا معامله کنه یه خاطر پول خودشم که شده تا پایان معامله بلایی سرشون نمیاره،این فرد مرموز کی میتونه باشه.یعنی هرکی هست جدا از اینکه دشمنِ و ازش متنفرم ولی ناز شستش همه کاراش حساب شده اس.نکنه ایمان باشه
۱۴ ساعت پیشنرگس
0خب از همون اول یه مشت آدم جمع میکردی میوردی مواظب باشن دیگه حتما باید میپوکیدین
۱۴ ساعت پیشنرگس
1تارا تاراا چرا نمیپرسی آخه زن حسابی ینی چی که نمیتونستم نفوذ کنم بپرسم فلان😭😭😂
۱۴ ساعت پیشنرگس
0پس بالاخره فهمیدن کار کی بوده..این رابطه مستقیم با اون کسی که ترمز رو برید داره؟
۱۴ ساعت پیشنرگس
0در پس سکوت کیوان،یک طوفان کشنده نفس میکشید..واقعا منتظر اون روزم،خدا کنه کار شاخی باشه کیوان وگرنه باز همون راه قبلیمو ادامه میدم 😂
۱۴ ساعت پیشنرگس
0باز خوبه تئو عقلش کشید بطری آب رو برداشت،گفتم الان مثل یزید یه لیوان جا میکنه میخوره کیوان هم که نمیتونه از جاش بلند شه،هرچند بعدش کارشو یکسره میکرد ولی خب
۱۴ ساعت پیش
لطفا صبر کنید...

hasti
0بگردم براش، تو همه جای خونه براش اسپری گذاشته حتی دست همه افراد نزدیک. (May this kind of love find me?)