پارت صد و پنجاه و پنجم :

در گاوصندوق رو بستم و اهرم رو چرخوندم اما درست همون لحظه صدای گوش خراش آژیر های هشدار دهنده از داخل اتاق بلند شد.
ترسیده به اطراف نگاه کردم.
مغزم هشدار داد که وقت فراره.
سریع به سمت در دویدم همون لحظه در اتاق به روم باز شد و مثل صاعقه یه گوریل بزرگ و عضلانی مقابلم ظاهر شد.
وحشت زده بهش خیره شدم و مدارک رو به خودم چسبوندم.
_ تو دیگه این جا چه گوهی می خوری؟ اون اسناد توی دست ت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهبد
شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) رادان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز داروین
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز نوید
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز نیواد
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت البرز در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) البرز
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) پونه
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) دلوین
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) هومان
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • المیرا

    0

    اون جایی فهمیدم مشکل دارم که وقتی رادان داشت پشت هم دلوین و تحدید می کرد به جای اینکه بترسم فقط لبخندم پر رنگ تر میشد🤣. نمیدونم چرا انقدر با تحدید هاش حال کردم

    ۲۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    حالا من اگه جای دلوین بودم میگفتم زندگیی خودمه اصلا دوس دارم بمیرم دوس دارم برم زندان به توچه 😂😂🙁

    ۲۰ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    دلوین هم خوب جلوش ایستاد😂ولی معلومه رادان خیلی ترسناک میشه از یه جا به بعد جملات دلوین کمتر شد😂💔

    ۱۹ ساعت پیش
  • مریم

    1

    رادان واقعا ترسناکه😈

    ۱۳ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    منظورت همون کاریزماتیک بود دیگه نه ؟😂

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ساعت پیش
  • حنانه

    1

    منم تا همین حد لجبازم مریم😎😂

    ۱۹ ساعت پیش
  • مریم

    1

    پس بزن قدش😂😂😁😁

    ۱۳ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤍

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب افتخاری🤭

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بعد از دلوین ایراد میگیرید 😂

    ۲ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    وای من روم نشد بگم🤣🤣باور کن المیرا اون تهدید میکرد من لبخندم پهن تر میشد انگار داشت حرف عاشفانه بهش میزد🤣رد دادیم به خدا🤣🤣

    ۱۹ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب 😂

    ۲ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    😂وای من برعکس نگران بودم میگفتم خدایا نکشتش یهو

    ۱۹ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خوبه یکی بالاخره نگران شد 🤭

    ۲ ساعت پیش
  • الینا

    0

    دست رو دلم نذار 🤣💔

    ۱۹ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😉🤍

    ۲ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    1

    حق داری منم همینم بیشتر ذوق میکردم😂بعد جالب اینجاست رادان دلوین دوست داره وقتی اسم اردوان میاد سریع حسودی می کنه بعد از اونور به دلوین میگه من هیچ حسی به تو ندارم🤨داداش کیو داری گول میزنی مارو یا خودتو قشنگ معلومه چشت دنبال دلوین🗿

    ۱۲ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    از بس غد و لجبازه 😂💔

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۱ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    قبول کردن این موضوع برای مردی مثل رادان سخته 😂

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    واقعا؟😂عزیزم خدا رحم کنه به پارت های جلوتر پس 😂

    ۲ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    بچه ها بدوید کلی این پارت نکته داشت نکته اول لازمه بگم وایب مرد مخفی به شدت از رادان حس شد؟😁

    ۲ روز پیش
  • مریم

    0

    وای کی میخواین قبول کنین این قضیه رو😂😂

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    تا من رسما اعلام نکنم که اره اینطوره مطمئن نمیشن که کاملا طبیعیه 😂

    ۲۴ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ولی مریم انگار تو خیلی مطمئنی که رادان مرد مخفیه 😂

    ۲۴ ساعت پیش
  • مریم

    0

    من قبولش کردم با احساسات من بازی نکنین😂🥺

    ۲۲ ساعت پیش
  • یلدا

    1

    منم همیتطور 😭😂

    ۱۹ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ایشالله که با احساساتت بازی نمیشه 🤭

    ۲ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    تا وقتی خود کیانا استوری اینو استوری کنه🤣🤣. رادان😎 = مرد مخفی😏

    ۲۱ ساعت پیش
  • مریم

    0

    عا اونجوری خیلی خب😂 ولی بچه ها شما دوست دارین کی باشه؟

    ۲۰ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    من اولش دلم خواست واقعا اردوان باشه بعد ک اردوان از دوره حذف شد فقط گفتم بااید زادان باشه غیر رادانو قبول ندارم ولی حالا هومان هم هست😭😂

    ۱۹ ساعت پیش
  • مریم

    0

    هومان دیگه پر 😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۲ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    بین هومان و رادان موندم

    ۱۹ ساعت پیش
  • مریم

    0

    جدی؟پس پونه چی؟

    ۱۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    این قضیه چه ربطی به پونه داره؟

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    انتخاب سختی هم داری

    ۲ ساعت پیش
  • الینا

    0

    کاش اردوان بود ک تهش هم به اردوان میرسسد🥲

    ۱۹ ساعت پیش
  • مریم

    0

    ولی من احساس میکنم به اردوان میرسه🥹

    ۱۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    علایق اکثرا مشخصه دلشون میخواد کی باشه 😂

    ۲ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    باید تو خواب ببینیم😂

    ۱۹ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    دقیقا 🤭

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همچین چیزی محاله میدونی که؟😂

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲۴ ساعت پیش
  • 🕊️سعیده

    3

    چرا رادان حرف هاش تهدیداش وایب مرد مخفی میداد،،من از همه متنفرم ولی از تو فقط عصبانی میشم ،،این مرد مخفی نگفته بود🤔 خیلی دیالوگ آشنایی بود یا شایدم تقریباً شبیه،،فقط وقتی فهمید اردوان پشت خط چجوری ترمز کرد،،😎

    ۲ روز پیش
  • فائزه(زن صابر)

    1

    ولی سعیده من فکر میکنم اون جمله رو اردوان بهش گفت همون شبی ک دلویک اردوان فلک زده رو مسموم کرد😂🤣💔

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اره عزیزم اردوان گفت

    ۲۴ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    دقیقا همون جمله نبودا شبیهش بود

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره

    ۲۴ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    0

    ولی اره منم به شدت وایب مردمخفی ازش گرفتم

    ۲ روز پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲۴ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    2

    از شدت جذبه اسم جذاب اردوان زد رو ترمز😁😎خدایی من طرفدار هردوتام😂انتخاب سخته اقا

    ۲ روز پیش
  • المیرا

    1

    همه تو این رمان باحالن خدایی. البته بجز اون مرتیکه خیانتکار سهیل. من ببشتر از همه با مردمخفی و هومان خیلی حال میکنم، بعد اردوان و رادان. وایی بهراد هم که تو قلبم جا داره. (قلب نیست که مسجده، انقدر رفت و آمد شده بو پا میده)

    دیروز
  • سارا(منشی کیانا)

    1

    قلب که نیست ژله است برای همه لرزیده 😂💔البته حق داری منم دقیقا همینطوریم از همشون خوشمم یاد به جز اون سهیل موزمار خیانت کار کثافت لجن

    دیروز
  • المیرا

    1

    وای از خنده مردم خیلی خوب بود تشبیه ژله🤣. مارموز❌. موزمار✅. وای بچه ها خیلی دوستون دارم، یکی از بهترین سرگرمی هام جدیدا صحبت کردن با شماست، سارا، فائزه، سعیده و بقیه بچه ها. کیانا هم همه کامنتا رو جواب میده، آخه چقدر تو خوبی زن❤

    دیروز
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم بمونی برام عزیز دلم خوشحالم از این که توی این رمان حس خوب داری و با بچه ها هم یه جور خوب بینتون درست شده 😍🫂

    ۲۴ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    ممنون بابت غلط املایی که ازم گرفتی😂

    ۲۴ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    پس اسم من چی🙂💔نامرد😒

    ۲۴ ساعت پیش
  • المیرا

    0

    حنانه جون شما هم اتفاقا کامنت هات خیلی حقه. من بعضی وقتا ی سری نکته هارو میخوام بگم ولی میبینم شما قبلا گفتی، بعد میام لایک میکنم. بیشتر از همه پیام های تو رو لایک میکنم. بقیه بچه ها هم خیلی باحالن، تحلیل هایی میکنن در حد اپیلاسیون رایگان. مخصوصا مریم. باحال ترین کامنت ها مال مرد مخفیه😂

    ۲۲ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    مرد مخفی کلا از رده خارجه🤣خبلی گوگولیه تو کامنت ها اخرش نفهمیدیم مرد مخف کیه🙄😂

    ۱۹ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    اینم اخر رمان مشخص میشه 😂

    ۲ ساعت پیش
  • مریم

    0

    خواهش میکنم 😁😁لیزر هم داریم😂😂

    ۱۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب 😂

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍واقعا خوشحالم که تا این حد با هم دوست و همراه هستید🤍

    ۲ ساعت پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    عزیزم من خیلی دوست دارم حس خوبی بهم میدی با نظرات قشنگت ،،دختر خوش قلب دوست داشتنی 🥰

    ۱۳ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم حتما یادش رفته

    ۲ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    2

    منم با این که هیچ کدومتون رو ندیدم اما عاشقتونم و واقعا هم جزو سرگرمی هام شده هم جزو علایقم زود زود میام چک میکنم ببینم کسی منو ریپلای زده یا نه😂🫣

    ۲۴ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍خوشحالم تا این حد با هم اخت گرفتین🤍💋

    ۲ ساعت پیش
  • فائزه(زن صابر)

    1

    مخلص شمام هستیم داشی😎 منم از اینکه دوستای خوبی مثل شما پیدا کردم خوشحالم🥹🫂

    ۲۴ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍

    ۲ ساعت پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    اینجا خیلی فضای خفنیه ،،منم از همه ی شما عزیزان حس خوبی میگیرم انگار سالهاست میشناسمتون🤩😍😘هر جا هستین سلامت شاد باشین

    ۱۳ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    تو هم همیشه سلامت باشی عزیزم

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲۴ ساعت پیش
  • حنانه

    0

    من حتی نمیتونم رتبه بندی کنم که اول از کدوم خوشم میاد 😂

    دیروز
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب 😂

    ۲۴ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    از مرد های دارک خوشت میاد پس 🤭

    ۲۴ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲۴ ساعت پیش
  • مرد مخفی

    0

    ببین این خیلی راحته اگه بخوایم منطقی بهش فکر کنیم من شبیه رادانم ، رادان شبیه اردوان و اردوان شبیه من ولی من اردوان نیستم پس در نتیجه رادان نیز می تونه خود اردوان باشه و من نمیتونم رادان باشم 🗿( بعداً میفهمی که چی گفتم)

    دیروز
  • فائزه(زن صابر)

    0

    مخفی جان مطمئنم نفهمیدی چی گفتی 😂💔از این حرفا یاد شوهر من ندیا

    دیروز
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    منم نفهمیدم

    ۲۴ ساعت پیش
  • شیرین

    0

    الان دقیقا جی شد من نفهمیدم 😂😂💔

    دیروز
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    منم😂

    ۲۴ ساعت پیش
  • سارا(منشی کیانا)

    0

    کی کیه کی کی نیست؟ 😂

    دیروز
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😂

    ۲۴ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پیچیده شد که

    ۲۴ ساعت پیش
  • 🕊️سعیده

    0

    یعنی عاشقتم مرد مخفی🥰😘 با این کامنت مرد مخفی رمان زیر سوال بردی ،😎

    ۱۳ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    نه قشنگم اون جمله اردوانه(با اندکی تغییرات لازم 🤭)

    ۲۴ ساعت پیش
  • شنیا

    3

    حاجی پشمام عجب رمانیه😭وای من تحمل انتظار ندارمم

    ۱۷ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ساعت پیش
  • Sanaz

    0

    این پارت کلی تنش و هیجان داشت خیلی دوسش داشتم مثل همسشه عالب بودی عزیزم

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ساعت پیش
  • Sanaz

    1

    یه لحظه دلم برای رادان سوخت، یه لحظه برای دلوین.. آخرشم برای فرمون ماشین. 😂🚗

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب 🤭

    ۲ ساعت پیش
  • Sanaz

    0

    تماس اردوان دیگه تیر خلاص بود اصلا حرف نداشت😂😂

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ساعت پیش
  • محدثه

    2

    من بیشتر از همه کنجکاوم بدونم اون دختری که رادان قبلاً درباره ش حرف زده، واقعاً چه ارتباطی با دلوین داره🤔

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ساعت پیش
  • شنیا

    2

    یاا خداا 😭😭 من هنوز تو شوکمم. رادان واقعاً بوسیدش؟؟ وایی

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    😉🤍

    ۲ ساعت پیش
  • پای قصه کیانا

    2

    یه احتمال دیگه هم هست.. شاید دلیل این همه حساسیت رادان فقط علاقه نباشه، شاید یه قول یا یه مسئولیت قدیمی پشتش باشه👍

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ممکنه...

    ۲ ساعت پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    رحم کن کلی ذهنم درگیر شد الان یعنی رادان و دلوین ممکنه تو گذشته با هم بوده باشن؟😭🫣

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ساعت پیش
  • پای قصه کیانا

    0

    کیانا هر بار یه تیکه کوچیک از گذشته رو نشون میده، ولی هنوز اجازه نمیده تصویر کامل رو ببینیم. همین کنجکاوی آدم رو نگه کنجکاوتر میکنه😭

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ساعت پیش
  • الارا

    0

    کیانا منو کشتیی 😭💔 اون صحنه رو ده بار خوندم هنوز قلبم آروم نشده😭وای اولین بوسشون چه رمامتیک بود😂😩

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عزیزم😂😍

    ۲ ساعت پیش
  • Shiva

    2

    حس می کنم رادان یه گذشته خیلی تلخ داره که باعث شده نتونه احساساتش رو عادی بروز بده🥲🙇 ♀

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ساعت پیش
  • ساناز

    1

    یعنی ممکنه اینا گذشته ای با هم داشته باشن؟🥲و دلوین ازش بی خبر باشه🥹

    ۱۸ ساعت پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ساعت پیش
کپی شد!