پارت هشتاد و یک :

چند دقیقه قبل از شدت گریه نفسش بالا نمی‌آمد، ولی حالا... فقط بی‌صدا اشک می‌ریخت و با گوشه آستینش گونه‌هایش را پاک می‌کرد. اتاق در سکوت فرو رفته بود؛ فقط صدای تیک‌تاک ساعت روی دیوار و بارانی که آرام به شیشه می‌خورد، شنیده می‌شد.
دستم را روی موهایش کشیدم.
- باشو برو یه آبی به صورتت بزن، یه لیوان آبم بخور.
سرش را به نشانه نه تکان داد.
لبخند کم‌رنگی زدم. از بچگی همین بود. هر وقت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Maniya

    0

    سلام نویسنده جونم مثل همیشه عالی خسته نباشی

    ۲۰ ساعت پیش
  • آمینا

    0

    یعنی اینقدر شلوغه دکترا که یه قهوه هم نتونسته بخوره.چرا خوب؟؟ مگه دکتر دیگه ای نیست ؟؟

    دیروز
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    آمینا باورت می‌شه من یه بار از هفت صبح تا هشت شب یک دقیقه ننشستم؟ خدا شاهده. کمرم داشت می‌شکست. یه گاز از لقمه‌ام نتونستم بخورم. تا میومدم بخورم، زنگ می‌زدن😅 بیمارستان‌های دولتی خیلی شلوغه. کار خرده ریز هم وحشتناک زیاد داره🫠🫠

    دیروز
  • آمینا

    0

    واقعا خدا قوت انشاالله که خیر ببینید.

    دیروز
  • Mrzh

    0

    امیدوارم نفیسه قبل از هرکاری بتونه به شناختی از حامد و شرایط کاریش برسه و قبول کنه وگرنه اینجوری فقط پرستار بچه میشه🤦

    دیروز
  • فاطمه ❤️

    1

    خداقوت عالی بود فاطمه جان 💜💜

    ۲ روز پیش
  • Aysan

    2

    به شخصه به نظر من ازدواج نفیسه و حامد اشتباهه ، هرچند هنوز حرفای حامد رو نشنیدیم ولی نظر من اینه که نفیسه حسش صرفا دلسوزی برای آرمیتاست و بعید میدونم با همچین حسی بشه یه زندگی رو درست کرد

    ۲ روز پیش
  • Aysan

    1

    واقعا فشاری که به بچه های پزشکی میاد غیر قابل توصیفه به خصوص با این همه مشکلات ریز و درشت جامعه🫠

    ۲ روز پیش
  • میم

    1

    چه خبره مگه اینقدر کار کنن،اینا مگه هنوز یجورایی کارآموز نیستن،خودشون هیچی بیمارارو چطور اینطور فراوون می ریرن سر یه دکتر خیلی خسته و ناشی 😮😮🙏🏻

    ۲ روز پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    نه عزیزم. کارآموزی دو ساله که بهشون می‌گن استاجر اصطلاحاً. خیلی تو این دوره با بیمارها ارتباطی نداریم. فقط با محیط بیمارستان آشنا می‌شیم. دوره بعدی حدود یک سال و نیم هست که بهش می‌گن کارورزی یا اینترنی. اینجا مستقیم با بیمار سر و کار دارن منتهی زیر نظر رزیدنت.

    ۲ روز پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    حجم کار واقعاً بالاست ولی بستگی به بخش داره. بعد از اینکه مدرک پزشکی عمومی رو گرفتن می شن دانشجوی تخصص یا رزیدنت. رزیدنت ها چهار سال باید درس بخونن معمولاً تا متخصص بشن. مسئولیت بیمارها کاملاً رو دوش رزیدنت هست و بیشتر هم رزیدنت سال یک. حجم کار بسته به رشته تخصصی به

    ۲ روز پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    حجم کار تخصص‌های رادیولوژی و پوست و چشم کمتره و مغز و اعصاب و قلب و داخلی و کودکان و جراحی‌ها و ارتوپدی و مخصوصاً زنان به شدت بالاست. کشیک‌های ۳۶ ساعته بدون یه ساعت خواب. گاهی واقعاً وحشتناکه.

    ۲ روز پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    بعد به قول شما فرض کن دکتر هنوز اول تخصصش هست و ناشی و اون همه بیمار رو می ریزن سرش. به شدت هم خسته‌ست. دیگه خودت ببین چرا همه از بیمارستان دولتی ناراضی هستن. هیچ رسیدگی‌ای هم وجود نداره. همه این بدبختی ها با ماهی ۳۰ تومن. تازه حق انجام کار دیگه‌ای هم نداری حتی راننده اسنپ

    ۲ روز پیش
  • میم

    2

    پس واقعا خدا صبرو قدرت بده به شما دکترا،هم کار با بیمار و همراه بیمار سخته هم دوره ها طولانی و طاقت فرساست که از عهده هرکسی برنمیاد و هم این قوانین ناعادلانه که نه نفع دکتراست نه بیمارا،فکر کنم،سی شیش ساعت مگه رباطه حتی اونم یه سوختی چیزی می خواد،بدترین شکنجه ها بی خوابیه 😠😔

    ۲ روز پیش
  • آمنه

    2

    خدا قوت به همه پرستار و دکتر وطنم که در هر موقعیت در کنار مردم هستند جنگ یا بیماری واگیردار و خطرناک هم باعث فرار از کار خود نمیشوند پارت عالی به خصوص شما که نویسنده مهربون هم هستید

    ۲ روز پیش
  • عاطی

    2

    خسته نباشید و خداقوت به همه ی دکتران سرزمینم🩵🩵

    ۲ روز پیش
  • اسرا

    1

    ولی خدایش بعضی ازکارورزهاهیچی بلدنیستندیه بارکارورزماما آمدبخش بارداربودباهش راه آمدندولی متاسفانه اون اینقدرسبک کارمیکردکه دل واسه خودمون سوخت یعنی بی سوادتمام بودشناس یاپارتی داشت خداعالمه😑🙏

    ۲ روز پیش
  • سرو

    1

    عجب بی شرفی بوده نکبت چکار بچه داشتی زدی سیاه و کبودش کردی علیل بشی

    ۲ روز پیش
  • مهلا

    1

    عالی بود 💜💜

    ۲ روز پیش
  • یانا

    1

    اگر نفیسه وحامد ازدواج کنند نفیسه نقش ایثار گر رو داره

    ۲ روز پیش
  • یانا

    1

    اگه نفیسه قبول کنه باحامد را،یعنی نفسی ایثار کرده تامام

    ۲ روز پیش
  • پرنیا

    1

    پس کار شوهر عمه گرام بوده

    ۲ روز پیش
کپی شد!