پارت نود و یک :

صدای انفجارها دیگر دورتر شده بود؛ اما لنا هنوز به در خیره مانده بود. آراز دست‌هایش را دور شانه‌هایش حلقه کرد.
-لنا...
پاسخی نداد. نگاهش روی خرده‌های سرخ‌رنگی بود که کف آسانسور پخش شده بودند. یکی از خرده‌ها را با انگشت لمس کرد.
دیگر هیچ درخششی نداشت. فقط تکه‌ای بی‌جان از سنگی بود که تمام رنج و امید را در خود نگه داشته بود.
برای اولین بار، از وقتی حقیقت را درباره‌ی خواهرش فهم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الهه دولابی

    0

    امیدوارم همیشه موفق و فعال باشی و برای ما داستان های زیبا،جذاب و چالش برانگیز بنویسی اینو بدون که من شخصا همیشه منتظر شروع رمان هاتم و از خواندن هر جمله و هر پاراگراف لذت میبرم افتخار میکنم بهت و خوشحالم که پیدات کردم ❤️❤️❤️

    ۲ ماه پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    فدای محبتت. ممنون که کنارمی و بهم دلگرمی می‌دی. من به عشق شما می‌نویسم.

    ۲ ماه پیش
  • الهه دولابی

    0

    نظرم طولانی بود توی یه پارت جا نشد و همش به این فکر میکنم که نه شیطان ترسناکه نه روح ها نه خون آشام و نه هیچ موجود ماورایی دیگه ای ،انسان از هر چیزی ترسناک تره،اینکه انسان تا کجا می تونه پیش بره واقعا هیچکس نمیدونه و همین خیلی ترسناکه

    ۲ ماه پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    دقیقا پارت‌های مربوط به وحشت انسانی، برای خودمم نوشتنش سخت بود. شاید سخت‌ترین صحنه‌هایی بود که تا حالا نوشته‌م. حتی باعث شد خودمم شب نوشتنشون کابوس ببینم.

    ۲ ماه پیش
  • الهه دولابی

    0

    خسته نباشی هنرمند جان باز هم عالی مثل همیشه نتونستم لحظه ای بزارمش کنار بی شک میگم یکی از بهترین داستان های بود که خواندم و همش به این فکر میکنم که این موضوعات چطور به ذهنت میرسه سولاس ها واقعا تا حالا به گوشم نخورده بود نه فیلمی ازش دیده بودم نه چیزی شنیده بودم

    ۲ ماه پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    عزیزدلممم ممنون که خوندی و ممنون‌تر که نظر دادی فدای تو بشم. خیلی خوشحالم که دوستش داشتی. حقیقتش نوشتنش برای خودمم پرچالش و پرریسک بود و تحقیقاتش خیلی ازم وقت گرفت و در نهایت همش می‌ترسیدم چیزی که بخوام نشه. واقعا خوشحالم که دوستش داشتی یه انرژی مثبت بود برام

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️