گالری مردگان به قلم زهرا رحمانی
پارت نود :
لنا چند ثانیه به الماس خیره ماند؛ بعد نگاهش را بالا آورد.
-الماس رو بده!
نوژن ابرو بالا انداخت.
-ریموت.
نگاهش برای لحظهای به درِ فولادی انتهای راهرو افتاد؛ آنقدر کوتاه که شاید کسی جز لنا متوجهاش نشد. ریموت را از جیبش بیرون آورد؛ اما هنوز آن را در مشتش نگه داشته بود.
-اول سنگ!
نوژن چند لحظه مردد ماند. صدای آژیر دوباره در راهرو پیچید.
ERASURE PROTOCOL — 01:47
آراز با نگرانی
لطفا صبر کنید...
