گلگونهرخ به قلم مهدیه فیروزی
پارت صد و پانزده :
با این بلندای صدا که نازنین را ساکت وادار به عقبنشینی کرد، خیره به چشمانش که به وضوح از ترس اینکه «نه» بشنود و مجبور شود این «نه» را به گوش برادر تازه به زندگی برگشتهاش برساند، آرامتر افزود:
- دل من رو کم داره، بعدم فرض محال دل من رو هم داشته باشه، بعد از اتفاقی که بین تو و صامت افتاد من و نوشاد چطور ممکنه بشیم ما؟
فکر اینکه دل فرانک به این خاطر از بودن با نوشاد دوری کند س
مطالعهی این پارت حدودا ۲۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
آرزو
0ای خوش شانس نوشاد الان بفهمی چیشده جوش میاری حتی ممکنه بمیری اماخبرنداری چه بلای بزرگی ازسرت گذشته مهدیه زودترسایداروبیارحس میکنم گره اینکاربااومدن سایدابازشه
۴۵ دقیقه پیشآرزو
0آفرین جراین جواب ازنازنین توقع نداشتم نان مادروعشق کیسان حلالت دختر🥰🥰
۱ ساعت پیشآرزو
0ای روروبرم رونیس که به سنگ پاگفته برومن هستم آخه ننه ی فولادزره این گندی که پسرت زده لعنتش واسه توئه نه برای کتایون مثلاکه بچه زاییده اون ازون یکی که ازداردنیافقط رو وقیافه داره گندیده توزندگی همه اینم ازدخترت که لیاقتش همون گاوه خواهرزادته که حتم به یقین یه بوقیه مث خودت خودتم که دیگه گفتنی نیس
۱ ساعت پیشعاطی
1ازین خاطرخواه ها چرا برای ما نیست؟! مهدیه اعتراف کن هندیش کردی واقعی نیست این خاطرخواهی کیسان و نوشاد به نازنین و نوشاد..صامت پول میفرسته بمادرش..خیلی مردی با پولهای نازنین خیرات میکنی..یاسمین عشقتو قبول ندارم مخصوصا با یک عکس..کمتر به پسرمون نگاه کن و شیفته نگاه کن..ای بابا یعنی چی..
۹ ساعت پیشمهدیه
0هی نوشاد،هی نوزاد.که صامت دیوونه نازنین بود؟
۱۲ ساعت پیشمهدیه
0فریماه خدا لعنتت کنه.
۱۲ ساعت پیشنرگس
0اخییش دلم خنک شد که اون حرفارو به فریماه زد، ولی خب همونقدرم جیگرم سوخت واسه نوشاد طفلک🥺🥺
۱۹ ساعت پیشامیرعلی
0ای بابا نوشاد توهم کوتاه بیا دیگه خنگول
۲۴ ساعت پیشامیرعلی
0فرانک بی لیاقت،آخ که بدبخت بشه من کیف کنم دختره ی نچسب
۲۴ ساعت پیشامیرعلی
0آخیش دلم خنک شد زنیکه رو شست و پهن کرد رو بند نکبت چه لعنت بکنی راه انداخته بود
۲۴ ساعت پیشامیرعلی
0ممنون نویسنده قشنگم بابت پارت بلندبالا و قشنگت♥️🌹😘😘
۲۴ ساعت پیشمعصومه
1بی صبرانه منتظر ادامه رمانم و نمیدونم چجوری قراره تا رسیدن دوباره به روز پارتگذاری صبر کنم فقط میدونم شده باشه یه دور رمانو دوباره از اول میخونم تا زمان بگذره و دوباره برسیم به روز پارتگذاری😭😂✨ بهترین رمانی که درحال حاضر میخونم و بهتریین نویسنده ای که دنبال میکنم و هرچی ازش بگم کم گفتم😭✨🤍
دیروزمعصومه
1از اونجا که بانو فیروزی کلا تو یه لول دیگه از خفن بودن و گادِ نویسندگی بودنه، میشه تک تک کلماتی که مینویسه و قلمشو بوسید انگار که یه معجز خلق کرده✨🤍💅
دیروزمعصومه
1واقعا گلگونه رمانیه که انقدر هر پارتش حرف برای گفتن داره اصلا نمیشه در برابرش سکوت کرد و هیچی نگفت؛مثل یه دنیای جدا میمونه،اصلا یه زندگی دیگه که وقتی میری تو عمقش دیگه نمیتونی بیای بیرون انقدر که همه چی جون دار و زنده ست😭✨خلق کردن همچین دنیایی با همچین شخصیتایی فقط از یه نویسنده حرفه ای برمیاد😎💅
دیروزمعصومه
1فکر میکنم باید تا شیش روز آینده در انتظار پارت جدید روزی سه وعده همین دوتا پارت جدید و از اول بخونم که متوجه فقدان گلگونه نشم😭 من واقعا نمیدونم.. چطور میشه ساکت و بی صدا از بغل همچین رمانی گذشت که هر کلمه اش یه شاهکاره و یا اصلا چطور میشه از همچین نویسنده ی محشری حمایت نکرد؟ واقعا در عجبمم
دیروز
لطفا صبر کنید...

آرزو
0میگم مهدیه جون درجریانی جدیداکم پارت هدیه میدی بهمون لطفاپارت هدیه بده من معتادشدم تندتندگلگونه روبخونم میام میبینم جدید نذاشتی هی مرور میکنم🥲🥲