پارت شصت و یک :

سرم داشت منفجر می‌شد. انگار هزار تا سوزن رو هم‌زمان توی مغزم فرو کرده بودن.
تصویر اون دست کوچیک و صدای گریه، مثل یه تیکه‌ی فیلم، هی جلوی چشمم بالا و پایین می‌شد.
اصلا نمی‌فهمیدم کجام. انگار روحم از بدنم جدا شده بود و داشت توی این راهروهای لعنتی سرگردون می‌چرخید.
همین‌طور که با چشم‌های بسته به دیوار سرد راهرو تکیه داده بودم، صدای تق‌تق کفش یه نفر رو شنیدم که داشت بهم نزدیک م

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    عزیزم ممنونم ازت که انقدر پارت طولانی میزاری! یعنی اگه من بخاطرت سکته نکردم خیلی! قلبم تالاب تلوب میزنی😖

    ۱ ساعت پیش
  • دریا

    5

    امروز شنبه هست پارت نمیدی؟؟

    ۹ ساعت پیش
  • پرنیا

    1

    خب تو از کجا میدونی که اینا 4 سال اختلاف سنی دارن؟؟🤔 تو متن گفته؟؟

    ۱۴ ساعت پیش
  • لیا

    2

    مگان خودش گفت آیناز ۲۳ سالشه سایفر ۲۷

    ۱۱ ساعت پیش
  • پرنیا

    0

    آهاا من اصلا یادم نمیاد😑

    ۱۰ ساعت پیش
  • mahya

    2

    داستان داره جالب میشهه 😈😈

    ۱۱ ساعت پیش
  • نیکا

    0

    خیلی خوب بود..چه ذهن خلاقی..پشمام😃

    ۱۳ ساعت پیش
  • یسنا

    11

    همه دیدن آیناز دستاش خونی ،ندیدن که اون ضربه رو زده باشه شاید اون پسر دوستش بوده و سایفر هم همون مدرسه بوده با حسادت کشتتش بعد افتاد گردن ایناز

    دیروز
  • پرنیا

    7

    وای چه پیش بینی خفنی کردی😀 پرام ریخت

    دیروز
  • پرنیا

    11

    میگم نکنه این پسره همون رفیق سایفر باشه که باباش وقتی بچه بود گفته بود بکشش بعدش اونم این کارو کرده ولی قتل رو انداخته تقصیره آیناز🤔 نمیدونم واقعا دارم رد میدم😵😵 💫

    دیروز
  • ...

    0

    نمیشه چون سایفر وقتی ۱۴ سالش بود آیناز ۱۰ سالش بود یعنی دوسال قبلتر از آیناز این یه گندی زده

    ۱۶ ساعت پیش
  • Lia

    3

    آیناز خاطره اش تو ذهنش اومد که گفت صدای خرد شدن جمجمه اون پسر

    دیروز
  • لیا

    0

    ولی اونا نمیتونن که توی اون سن تو یه مدرسه باشن احتمالا آیناز اخر ابتدایی و سایفر تو مقطع دبیرستان بود

    ۱۶ ساعت پیش
  • نیلو

    0

    حس خوبی از این دکتره نگرفتم حس میکنم قراره یه بلایی سر آیناز بیاره🥲

    ۱۷ ساعت پیش
  • مریم

    2

    واای خداا🥺تا پارت بعدیی روانی میشمم چراا انقد هیجانیو مرموزه اخهه خاداا

    دیروز
  • لیا

    6

    خب حرفم و پس میگیرم اونی بسته بودنش آیناز بود حقیقتا با این پارت برگام ریخت و وقتی کامنتا رو خوندم پشمام اپیلاسیون شد خداوکیلی اینارو از کجا میارین فکتای باحال و حقی بودن ولی امکان نداره سایفر قبلا دیده باشتش وگرنه اولین بار که دیدش میفهمیدهر چند نمیدونم هر پارت سوپرایزمون میکنه😶🤔

    دیروز
  • *********

    3

    پشمامم😶😶 دیگه چیزی ندارم برای گفتن..

    دیروز
  • آنیتا

    3

    مگان توی خدایی یا نویسنده ؟ خیلی خفنیی🥹🥹🪷💓

    دیروز
  • آنیتا

    4

    ای جانم من آیناز روانی رو بیشتر دوست دارم 😂💓🥹

    دیروز
  • زن میکائیل

    9

    اوفف خدایاا بازم پارتت میخام مگان واقعا دمت گرم بابت رمان خفنت

    دیروز
  • Rasta

    1

    وااوو چقدد خفنن داره میشهه😫🫀

    دیروز
  • آیماه

    6

    وایی پارتا یجوری عالین که توش غرق میشم و احساس میکنم واقعیه و خودم انگار تو رمانم و این چیزا رو تجربه کردم و الان عین ایناز گیج شدم😀🙂

    دیروز
کپی شد!