پارت هفتاد و یک :

جا خوردگی و غم عمیقِ توی نگاهش برای یه لحظه دلم رو به درد آورد. یعنی تقصیر من بود؟ من خواسته بودم که این‌طور بشه؟
زیاد طول نکشید که چهره‌ی جا خورده‌ش از بین رفت و جاش رو صورت مغرور روزهای اول گرفت.
- کی؟
متوجه سوالش نشدم.
- چی کی؟
حالا که دقت می‌کردم توی صورتش غرور نبود. خشم بود. خشم خیلی زیاد.
- از کی خوشت میاد؟
نیازی نبود بهش جواب پس بدم. من نه بهش قولی داده بودم و قرا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • افسون

    0

    سلام گلم خسته نباشی دو تا تو آب نمک گذاشته گندم خانم امیدوارم وقتش تموم نشه برای انتخاب و اتفاقات و جدایی و درد سر نیاد کنارشون🥰😇😊

    ۱۰ ساعت پیش
  • Ross

    1

    گندمک چرا مث ادم جواب بچه رو نمیدی؟فکر میکنی نمیدونه؟اذیت نکنین دیگه عع

    ۱۳ ساعت پیش
  • گل شقایق

    1

    هم مهیار سختی کشیده و هم پدرام هردو لیاقت عشقو دارن امید وارم مهیارم یکی رو برا خودش پیدا کنه رمان شلوغ تر بشه

    ۱۹ ساعت پیش
  • Sara

    4

    مگه میشه تو رو دوست نداشته باشه عسلل😂🥰

    دیروز
  • مرضیه

    0

    وای صبای قشنگم عالی بوددمت گرم 💜💜

    دیروز
  • راز

    1

    خب گندم خانم هنوز با خودش کنار نیومده انشالله با پدرام کنار میاد آخه پدرام خیلی تنهاست

    دیروز
  • مسیحا

    4

    میگم صبا جونیی میشه لطفا بهمون پارت هدیه بدی ؟

    دیروز
  • نورا

    2

    وایی نهه خراب شد کهه همه چی😭

    دیروز
کپی شد!