پارت سی و هشتم :
از نگاه سمک
(یک روز قبل از شلیک به نیو)
تصمیم گرفتم یه برادر خوب و قابل اتّکا باشم و آرزوی برمک رو برآورده کنم.برای به دست آوردن گنج خیلی ذوق داشت.نمیتونستم ناامیدش کنم.
موضوع رو با جان و آرمان درمیون گذاشتم.توی پارک قرار گذاشتیم تا از همونجا راهی نقشبدشت بشیم.
حوالی سه بعدازظهر بود.زودتر از ساعتِ قرار رسیده بودیم.
من و برمک روی نیمکت نشسته بودیم.آرمان مدام را
مطالعهی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نیوِ نی نی
0آقا من یادم رفت،آرمانم فامیلشون بود؟
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
بله، آرمان پسرعموی سمک و پسر دایی جانه
۳ هفته پیشHarry The Wise
0چه عجیب که هرکدوم نظر متفاوتی نسب به اتفاقی که افتاد داشتن. یعنی کدومشون واقعیت رو دیده؟ سمک یا اون سه تا یا برمک و آرمان؟
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
واقعیت برای هر کدوم متفاوت بود.
۴ هفته پیشHarry The Wise
0جدی این عشق برادری سمک به برمک منو نابود میکنه. مردی رسما ب ای خوشبختی و نجات برادرش جتی حاضر بود با جن ها هم بجنگه. بعد از اون طرف آرن رو داریم💀
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
انقد به آرن گیر ندین 😔😂
۴ هفته پیشHarry The Wise
0چرا جلوا های بصری جن ها وقتی این بدبخت ها رفتن انقدر ترسناک بود بعد وقتی نیو رفته بود فقط مراسم رقص برگزار کردن و میخواستن مسمومشدن کنن؟🤣🤣 تبعیض تا کجا؟
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
نیو رو میخواستن با شیرینی گول بزنن ☺️
۴ هفته پیشHarry The Wsie
0یه سوال. نشادر چیه؟😂 راستش از برمک انتظار نداشتم همچین زبونی داشته باشه خیلی جالب و شگفت انگیز بود
۴ هفته پیش
sober | نویسنده رمان
یه ترکیب شیمیایی اسیدیه که در برخی داروهای مسهل کاربرد داره 😅
۴ هفته پیشدرنا
0واقعا جان آدم عجیبیه.. با این ها ترسید بره، از اون ور با نیو رفت.. یعنی واقعا فکر می کرد نیو اونو نجات میده؟ وقتی دقیق می دونست مسیر و چیزی که دنبالشن رو😂
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
به دلایل دیگهای با نیو رفت 😇
۴ هفته پیشمریم
0خسته نباشی عزیزم. مثل همیشه عالی بودی😘😘
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
❤️😘
۴ هفته پیشthe oldest dream
1الان یهو یادم اومد که وقتی نیو، جان رو همراهش برد تا گنج رو بردارن چقدر خالی بست، و جان هم همه چیز رو میدونست و بازم سوال میپرسید؛😶😶 من به جای نیو دارم احساس ضایع بودن میکنم، خدا لعنتت نکنه جان😑😑
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😂😂😂
۴ هفته پیشگیلاس
1میشه عکس برمک هم بذاری؟
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
چشم.
۴ هفته پیشنقره پسند
1چقدرر جالب شد این پارت رو خیلی دوست داشتم😍
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
❤️😘
۴ هفته پیششوسپک
1داستان هرچقدر جلوتر میره هیجان انگیز تر میشه👏👏
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😎😘
۴ هفته پیشسیاه
1چرا این سمک انقد پیچیده اس
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😄❤️
۴ هفته پیشجن ثبت احوالی
0عاالیی بود عاالیی کلی سوال تو ذهنم نقش بسته
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😘
۴ هفته پیشماشین فقط سمند سورن
1یعنی اون سایه چی میتونه باشه؟! اصلا قدرت سمک چیه؟! یعنی قدرتش به اون سایه مربوطه؟!
۱ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
بله، به اون مربوطه.
۴ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

زن حاجی
0وای پشمام چه عجیب و ترسناک بود😭😭