خود دیگرم به قلم آرزو شریفی
پارت سی و ششم :
لحن شوخی لیلا باعث خندهام شد.
- واقعاً نمیدونم چه برخوردی باید بکنم، رفتارش، لحنش، حرفاش خیلی تنده
داشتم از کیوان شکایت میکردم. علی کم بود حالا داشتم از کیوان شکایت میکردم. ظاهراً بدبختی سهم منه حتی اگه هزارتا زندگی هم عوض بکنم چیزی عوض نمیشود.
کمی حرفهای عادی زدیم و سعی کردم از جمعی که جز لیلا کسی را درست نمیشناختم ولی آنها من را با خوبی میشناختن لذت ببرم. کیوان همش حوا
لطفا صبر کنید...
