پارت سی و ششم :

لحن شوخی لیلا باعث خنده‌ام شد.
- واقعاً نمیدونم چه برخوردی باید بکنم، رفتارش، لحنش، حرفاش خیلی تنده
داشتم از کیوان شکایت میکردم. علی کم بود حالا داشتم از کیوان شکایت میکردم‌‌. ظاهراً بدبختی سهم منه حتی اگه هزارتا زندگی هم عوض بکنم چیزی عوض نمیشود.
کمی حرف‌های عادی زدیم و سعی کردم از جمعی که جز لیلا کسی را درست نمیشناختم ولی آنها من را با خوبی می‌شناختن لذت ببرم. کیوان همش حوا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!