پارت سی و ششم :

لحن شوخی لیلا باعث خنده‌ام شد.
- واقعاً نمیدونم چه برخوردی باید بکنم، رفتارش، لحنش، حرفاش خیلی تنده
داشتم از کیوان شکایت میکردم. علی کم بود حالا داشتم از کیوان شکایت میکردم‌‌. ظاهراً بدبختی سهم منه حتی اگه هزارتا زندگی هم عوض بکنم چیزی عوض نمیشود.
کمی حرف‌های عادی زدیم و سعی کردم از جمعی که جز لیلا کسی را درست نمیشناختم ولی آنها من را با خوبی می‌شناختن لذت ببرم. کیوان همش حوا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کیوان در رمان خود دیگرم کیوان
تصویر شخصیت سارا در رمان خود دیگرم سارا
آخرین نظرات ارسال شده
  • الهام

    0

    به نظرم سارا خیلی داره به خودش سخت میگیره درسته رفتار کیوان براش خیلی تازگی داره ولی اونم خیلی سختش کرده به نظرم باید از این فرصت کوتاه لذت ببره

    ۱ ماه پیش
  • آرزو شریفی | نویسنده رمان

    واقعا حس بدیه. آدم بین همه چی گیر میکنه

    ۱ ماه پیش
  • فرشته

    0

    بهترینی بانو جانم❤️

    ۱ ماه پیش
  • فرشته

    0

    بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم❤️

    ۱ ماه پیش
  • فرشته

    0

    عاشق این رمان جذاب و دلبرم😍❤️

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️