آتوسا به قلم آرزو مهاجر
پارت شانزده :
و به صندلی پشتیبلند شیک بغلدستش اشاره کرد تا دختر بر روی آن بنشیند. ناتاشا هم با مکث در کنارِ بزرگترین دشمن خودش جای گرفت و همزمان با نشستن ناتاشا، قیصر گفت:
-چطوری خانم ناتاشا همایونی؟
ناتاشا دامن تنگ و براق لباسش را مرتب کرد و گفت:
-بهنظر میرسه که تو از من بهتری.
قیصر سرش را کنار گوش ناتاشا آورد و گفت:
-بله البته! امشب موفق شدم که ملاح رو برای معامله مجاب کنم.<
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
🦢AVAZ GHO🦢
0دخترمون چقدر خفنه 🤌
۳ هفته پیش
آرزو مهاجر | نویسنده رمان
کجاشو دیدی😎
۳ هفته پیشنیلوفر آبی
1محشر بود ممنون خسته نباشید واقعا
۱ ماه پیشطوفان
0جونم دخی به به به به به به به افرین جذبه میشه مارو به امپراتوری خودت راه بدی بانو منو دریاب زیبای وحشی 🖤❤️❤️🖤❤️❤️🖤❤️❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤❤️🖤
۱ ماه پیشپری
0ناتاشا خیلیی خفنه من احساس می کنم ناتاشا و ناتاشا یکنفرن
۱ ماه پیشآتاناز
0سیسی یعنی چی ناتاشاوناتاشا یک نفرن منظورت ناتاشاواتوساست
۱ ماه پیشپری
0خاک تو سرم ، اره ناتاشا و آتوسا منظورم بود😂🤦 ♀️
۱ ماه پیشNana
1واو عجب تیکه سنگینی انداخت
۱ ماه پیشطرفدار
1واو عجب حرفی زد مستقیم به هشدار داد ک با این ک خشایار پدرش روراست بود اما می تونه مثل اون هم از پست خنجر هم بزنه براوو داره این زن ی سوال ناتاشا با آتوسا ی نفرن ی ن مرسی از رمان جذاب و قشنگت نویسنده عزیز ❤️
۱ ماه پیشزهرا
0عالی بودکی مشخص میشه اتوساوناتاشایکیه.ممنون.قلمت زیباوماندگار😁🙏👏👌
۱ ماه پیشاکرم بانو
0ولی واقعا چه دل و جرئتی داره،خوبه که خودش میگه قیصر اب زیر کاه و نامرده،و انقد راحت درموردش نظر میده اینجوری که قیصر بیشتر دلش میخواد بکشتش
۲ ماه پیشاکرم بانو
0حیف شد،خشایار باید اسمش قیصر می بود😂😂
۲ ماه پیشریحا
0به به به به
۲ ماه پیشدلارام
0ناتاشا همون اتوساس ولی خوب داره انتقام میگیره خیلی دوست دارم دلیل نفرتش از مردا رو بدونم
۲ ماه پیشسارا
0از همون اولم حدسم بر این بود که اتوسا و ناتاشا یکین.. ایول ناتاشا خوب حالشو گرفتی
۲ ماه پیشمارال
0عجب بلاییه این ناتاشا خوشمان امد😉
۲ ماه پیشصدف
2اتوسا وناتاشایکی هستن
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0بابا ماشاالله خوشم اومد باریکلا هنوز تو کف جوابشو آرمین چی میشه؟ گشنه تشنه بچه رو ول کرده