پارت نود و نهم :

از زبان لیرا
مادرم همان‌طور که از توی انعکاس آینه بهم لبخند می‌زد، چشمانش پر از اشک شد، براندازم کرد و گفت: «فوق‌العاده شدی عزیزم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه بار دیگه فرصتِ دیدنت رو داشته باشم، چه برسه به اینکه روزی که داری مراسم لونا شدن رو با جفت و گله‌ی جدیدت اجرا می‌کنی، کنارت باشم.»

وقتی بالای سرم رو بوسید، منم متقابلاً بهش لبخند زدم؛ صدام انقدر از احساسات گرفته بود که ح

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت لیرا در رمان آلفای من لیرا
تصویر شخصیت ساروس در رمان آلفای من ساروس
تصویر شخصیت خاویر در رمان آلفای من خاویر
تصویر شخصیت دیمن در رمان آلفای من دیمن
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!