پارت پنجاه و هفتم :
این بار جاخالی داد و بالش از کنار گوشش رد شد و به دیوار خورد.
میکائیل خودش رو روی مبل انداخت و از شدت خنده داشت شکمش رو میگرفت.
- خب صبر کن حداقل حرفمو تموم کنم لاشی!
- لازم نکرده تمومش کنی!
- ولی واقعا...
با حرص دستم رو بالا گرفتم و با لحن تهدید آمیزی گفتم:
- یه کلمهی دیگه زر بزنی، همین گلدون رو برمیدارم میزنم توی سرت.
نگاهش به گلدون سفالی روی میز افتاد و بعد خیلی مظ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نیلای
3عالیههعع دخترر رمانت حرف ندارهه من تازه اومدم ولی همه پارتاشو تو دو روز تموم کردم خسته نباشی گلم 🥰🫀😍❤️
۲ ماه پیشثمین
16خندم میگیره وقتی میترسیدم آیناز و میکائیل کاپل بشن🤣
۲ ماه پیشآیماه
2وای دقیقا چقدر حرص میخوردم من سرش تو *** 😂
۲ ماه پیشیکی
4دستت طلا دختر خانوم وای که عاشق اینم پی دی افش کامل درست بشه و یه بار دیگه از اول بخونمش
۲ ماه پیشرها
3من احساس کردم ک میکائیل با الناز میشه
۲ ماه پیشالناز
0میشه بگی الناز کیه بخدا به خودم نگرفتم فقط میخواهم بدونم منظورت اینازه
۲ ماه پیشمیو
2ولی میکائیلم اگه آیناز یخورده بهش پا میداد حسی که الان مخفی کرده رو بروز میداد و الان کسی که بیشتر از همه داره عذاب میکشه میکائیله.. هم عشق آیناز رو از دست داد هم پدرش رو .. ولی از دید دیگه نگاه کنی آیناز بهترین رفیقش رو میکائیل میبینه و این خیلی خوبه🥰
۲ ماه پیشبی نام
1آنقدر از پدرش دور بوده که الان داره رفتار هاشو تحلیل میکنه
۲ ماه پیشنیکا
3آیناز چه فشاری رو تحملم یکنه..خیلی فشار روش🫠 🥺
۲ ماه پیشلیلیث
6مگان جونمم پارت جدید کی میادد
۲ ماه پیش🎀🌸عالیههه
1خیلی دوست دارم ببینم بقیش چی میشه♥️🙏
۲ ماه پیشSetaysh
0خیلی عالیه🎀🌸
۲ ماه پیشپرنیا
4هی وای خدا دوست دارم گریه کنم چقدر بغض کردم🤕😮 💨😟🥺🥺
۲ ماه پیشآنیتا
1چرا من گریه ام گرفت🥲😭
۲ ماه پیشتارا
0وای این پارت رو خیلی دوست داشتم بلاخره فهمیدیم پسر خونده کی بود مرسی مگانن بابت رمان خپبت
۲ ماه پیشنیکا
2این پارت هم مثل همیشه عالی بود مگان😁😁عاالی🥰👏👏
۲ ماه پیشدلقک مناطق فلک زده
3منی که این دوتا رو شیپ میکردمم 🤣🤣
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

نیلوفر آبی
2محشر بود ممنون خسته نباشید واقعا زیبا بود