آتوسا به قلم آرزو مهاجر
پارت نهم :
هنوز آرمین لب باز نکرده بود که از فاصلهای بسیار نزدیک، صدای واقواق بلندِ سگی، زهرۀ هر چهار نفرشان را ترکاند. نیما کنترلش را از دست داد و چنان جیغ بلندی کشید که صدایش تا ویلاهای همجوار هم رسید. آرمین و جاوید با یک حرکت جلوی دهان او را سفت گرفتند و ب ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

macani
0بح بح تازه شروع میشود😎