پارت شصت و ششم :

"گذشته"

"پرهام"

از ملاقاتم با اون آدم ازخود راضی یک هفته‌ای می‌گذشت. خواسته بود خودش خبر بده و برای همین هم من منتظر زنگش بودم و انتظار کشیدن هم سخت بود.
دقیقا روز هشتم موقعی که از خونه بیرون اومدم، توی کوچه ماشینش رو دیدم. اون ماشین شاسی بلند و مدل بالای زیادی تمیز فقط متعلق به خودش بود.
انگاری منتظر بود که تا بیرون اومدم زنگ زد و خواست که سوار ماشینش بشم. اتفاق خوشحال

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرهام در رمان گورستان پرهام
تصویر شخصیت پردیس در رمان گورستان پردیس
تصویر شخصیت پدرام در رمان گورستان پدرام
تصویر شخصیت گندم در رمان گورستان گندم
تصویر شخصیت مهیار در رمان گورستان مهیار
آخرین نظرات ارسال شده
  • ماه کوچولو:)

    1

    خاک تو سرت سعید بمیری سعید همه رو اواره کردی هوسبازه روانی

    ۲ ماه پیش
  • آدولفا

    1

    خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتر است.. از این مدل پدر و مادرها آدم واقعا ناراحت میشه. هرچند اون ها هم قبل از این که پدر یا مادر باشن انسانن ولی خب دیدنشون توی این وضعیت ها تاسف برانگیزه

    ۳ ماه پیش
  • صبا سروین | نویسنده رمان

    اره واقعا صالحه جان، قبول دارم

    ۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    یه چیزی توگذشته سعید وپدرپدرام ویااجازه ازدواج پردیس میخواد😁😭

    ۳ ماه پیش
  • مرضیه

    2

    لعنت بهت سعیدخیکی مرتیکه مزخرف بخاطرهواوحوس خودش زندگیه همروخراب کرد

    ۳ ماه پیش
  • زری

    2

    چه سخته این ننگو تحمل کردن😖😖😒😒

    ۳ ماه پیش
  • ستاره

    2

    هر دو سمت مادراشون مردن ولی سعید و پدر پدارم چی اونا چی شدن سعید توی تشیع جنازه ی پردیس نبود؟

    ۳ ماه پیش
  • نورا

    1

    عجب مرتیکه ای این عالیی بود😭💕

    ۳ ماه پیش
  • راز

    2

    عجب بابایی هر کی همچین بابایی داره چقد زجر و بدبختی میکشه

    ۳ ماه پیش
  • سرو

    1

    ای وای بیچاره ها با داشتن همچین بابایی

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️