پارت صد و یازده :

همهمه‌ای میان همه پیچید. می‌توانستم سایه‌های مرگ را اطرافم حس کنم. چنگال‌هایشان را روی پوست گردنم می‌کشیدند. می‌توانستم زمزمهٔ سرد و وحشتناکشان را بشنوم. نامم را صدا می‌زدند.
دستم روی قفسهٔ سینه‌ام مشت شد. دلم می‌خواست قلبم را از سینه‌ام بکنم و به نقطه‌ای دور از جسمم پرتابش کنم.
عرق سرد روی تنم نشسته بود. حس می‌کردم هر آن ممکن است از حال بروم.
هانا کم مانده بود با زانو رو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ملیکا

    0

    وای خدایا این رمان خسته کننده نمیشه عاشقشم هر پارتش ادمو غرق میکنه کاملا میتونی باهاش تصویرسازی کنی داستان با بهترین و غیر قابل پیشبینی ترین حالت خودش جلو میره

    ۴۴ ثانیه پیش
  • ashwob

    0

    واای باورم نمبشه اصلا انتظارشو نداشتم خواهر لیو باشه تو پارتای قبل تر تعریف کردن که جولیت برای پول و .. با میرن و داداش الیان بوده ولی اگه خواهر لیوعه پس نیازی نداشته پس چیشده و چرا خودشو کشته فکر میکردم فهمیدم چرا ولی حالا نمیفهمم🥲خسته نباشی مرجانی❤️

    ۱۷ دقیقه پیش
  • فن لیو

    0

    پشمام لیو همش می گفت یه خواهر کوچولو داره واای مرده 🫠 جولیت دختر شوهر مامانش بود😐

    ۱۷ دقیقه پیش
  • ....

    2

    ترکیب نفرت توی چشمای لیو با لبخند روی لبش همیشه مورد علاقمهه . جوری که اون لبخند لعنتی همیشه رو لب هاشه >>>

    ۲۰ دقیقه پیش
  • Asal

    4

    فقط خنده ی لیو تو دست نگهبانا🤌 و مای از همه جا بی خبر

    ۲۴ دقیقه پیش
  • نارسیس

    1

    بعداز اون جایی که کلارک گفت می دونی میتونم چ بلاهایی سرت بیارم ؟ منم مثل کلارک و بقیه خشک شدم 🤗 چقدر کیف دااد😭❤️

    ۲۶ دقیقه پیش
  • نیلو

    2

    اون لحظه ای که فهمیدم لیو ارکیده بنفشه همش اون قسمت بحث لیو و وانیا میومد تو ذهنم که لیو می گفت : چرا؟چون من یه ارکیده ی سفیدم ؟!

    ۳۹ دقیقه پیش
  • ...

    1

    اقا دایانا نمردهه گفته جسم نیمه جان یعنی زندس

    ۴۲ دقیقه پیش
  • رونیا

    1

    بعد باگ دنیای رمان الان همه پارتا رو پشت سر هم خوندم بدجور چسبید این پارت هم که گاد بود🤌🤌

    ۴۴ دقیقه پیش
  • آوا

    3

    وایی خیلی منتظرم ببینم از حالا به بعد وانیا و لیو قراره چطوری پیش برن . دارم از هیجان خفه میشم . خیلی حال میدهه 😁شاهد افزایش درگیری در منطقه هستیم

    ۴۸ دقیقه پیش
  • رونیا

    1

    داره هیجانی تر میشه💃💃

    ۴۶ دقیقه پیش
  • رونیا

    1

    من آخر پارت:پرامم پرامم پرامم

    ۴۷ دقیقه پیش
  • رونیا

    3

    میدونستم میدونستم وقتی راجب افراد اشراف زاده ای که بچه هاشون رو اونجا میفرستن گفته بودی که یه عده هم دو رگه کره ای انگلیسی هستن همون فهمیدم لیو ارکیده سفید نیست ولیی پرامم جولیت؟ خواهر لیو؟؟ پشمامم چطور میشه آخه کرک و پرم ریخت رسما

    ۵۰ دقیقه پیش
  • دنیز

    3

    پسرم یه تنه همه رو حریفه !🤫چه با ارکیده سفید چه با ارکیده بنفش🤏

    ۵۱ دقیقه پیش
  • Mariya🫧

    3

    حس میکنم جنگ اصلی تازه شروع میشه

    ۵۲ دقیقه پیش
  • Mariya🫧

    2

    به خدا ما هایی که از روز اول رمان رو تهیه کردیم خیلی گناه داریم و صبوری میکنیم توروخدا بهمون پارت بده توروخدا 🥹

    ۵۳ دقیقه پیش
کپی شد!