آکادمی ارکیده و خار به قلم مرجان فریدی
پارت صد و یازده :
همهمهای میان همه پیچید. میتوانستم سایههای مرگ را اطرافم حس کنم. چنگالهایشان را روی پوست گردنم میکشیدند. میتوانستم زمزمهٔ سرد و وحشتناکشان را بشنوم. نامم را صدا میزدند.
دستم روی قفسهٔ سینهام مشت شد. دلم میخواست قلبم را از سینهام بکنم و به نقطهای دور از جسمم پرتابش کنم.
عرق سرد روی تنم نشسته بود. حس میکردم هر آن ممکن است از حال بروم.
هانا کم مانده بود با زانو رو
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
ashwob
0واای باورم نمبشه اصلا انتظارشو نداشتم خواهر لیو باشه تو پارتای قبل تر تعریف کردن که جولیت برای پول و .. با میرن و داداش الیان بوده ولی اگه خواهر لیوعه پس نیازی نداشته پس چیشده و چرا خودشو کشته فکر میکردم فهمیدم چرا ولی حالا نمیفهمم🥲خسته نباشی مرجانی❤️
۱۷ دقیقه پیشفن لیو
0پشمام لیو همش می گفت یه خواهر کوچولو داره واای مرده 🫠 جولیت دختر شوهر مامانش بود😐
۱۷ دقیقه پیش....
2ترکیب نفرت توی چشمای لیو با لبخند روی لبش همیشه مورد علاقمهه . جوری که اون لبخند لعنتی همیشه رو لب هاشه >>>
۲۰ دقیقه پیشAsal
4فقط خنده ی لیو تو دست نگهبانا🤌 و مای از همه جا بی خبر
۲۴ دقیقه پیشنارسیس
1بعداز اون جایی که کلارک گفت می دونی میتونم چ بلاهایی سرت بیارم ؟ منم مثل کلارک و بقیه خشک شدم 🤗 چقدر کیف دااد😭❤️
۲۶ دقیقه پیشنیلو
2اون لحظه ای که فهمیدم لیو ارکیده بنفشه همش اون قسمت بحث لیو و وانیا میومد تو ذهنم که لیو می گفت : چرا؟چون من یه ارکیده ی سفیدم ؟!
۳۹ دقیقه پیش...
1اقا دایانا نمردهه گفته جسم نیمه جان یعنی زندس
۴۲ دقیقه پیشرونیا
1بعد باگ دنیای رمان الان همه پارتا رو پشت سر هم خوندم بدجور چسبید این پارت هم که گاد بود🤌🤌
۴۴ دقیقه پیشآوا
3وایی خیلی منتظرم ببینم از حالا به بعد وانیا و لیو قراره چطوری پیش برن . دارم از هیجان خفه میشم . خیلی حال میدهه 😁شاهد افزایش درگیری در منطقه هستیم
۴۸ دقیقه پیشرونیا
1داره هیجانی تر میشه💃💃
۴۶ دقیقه پیشرونیا
1من آخر پارت:پرامم پرامم پرامم
۴۷ دقیقه پیشرونیا
3میدونستم میدونستم وقتی راجب افراد اشراف زاده ای که بچه هاشون رو اونجا میفرستن گفته بودی که یه عده هم دو رگه کره ای انگلیسی هستن همون فهمیدم لیو ارکیده سفید نیست ولیی پرامم جولیت؟ خواهر لیو؟؟ پشمامم چطور میشه آخه کرک و پرم ریخت رسما
۵۰ دقیقه پیشدنیز
3پسرم یه تنه همه رو حریفه !🤫چه با ارکیده سفید چه با ارکیده بنفش🤏
۵۱ دقیقه پیشMariya🫧
3حس میکنم جنگ اصلی تازه شروع میشه
۵۲ دقیقه پیشMariya🫧
2به خدا ما هایی که از روز اول رمان رو تهیه کردیم خیلی گناه داریم و صبوری میکنیم توروخدا بهمون پارت بده توروخدا 🥹
۵۳ دقیقه پیش
لطفا صبر کنید...

ملیکا
0وای خدایا این رمان خسته کننده نمیشه عاشقشم هر پارتش ادمو غرق میکنه کاملا میتونی باهاش تصویرسازی کنی داستان با بهترین و غیر قابل پیشبینی ترین حالت خودش جلو میره