پارت صد و پنجاه و پنجم :

نگاهش از روی صورت کوهیار گذرا به سمت من آمد و باز مثل آهنربا به سمت کوهیار کشیده شد.
-البته اگه کوهیار خان دست بجنبانه، باقی‌ش هم خیر مره انشالله!
کوهیار سر جایش جا به جا شد. نگاهم به سمتش رفت. به نظر می‌رسید او برخلاف من متوجه منظور خان شده بود که بدون ذره‌ای تعجب در جواب گفت:
-حاج آقا قبلا خدمتتون عرض کرده بودم که... خب راستش الان وقت مناسبی نیست!
جواب در لفافه‌ی کوهیار گیج‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!