پارت صد و نود و ششم :

فصل آخر
قسمت پایانی دلی که کرده هوایت، تقدیم به نگاه پر مهرتون، امید که خوش به دلتان نشسته باشد.
****
آزاده دست دراز کرد و چشمان بی.فروغ پوران را بست. عکس سیاه و سفید لب پنجره با وزش باد تکان خورد، آزاده خیره شد به عکس و با صدایی گرفته لب زد:
ــ بالاخره رهاش کردی بعد این همه سال. بالاخره قصه عشق و عاشقی تو و عزت هم به پایان رسید و امشب نقطه پایان رو گذاشتی ته همه‌ی خاطره‌ها.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️