پارت سی و پنجم :

از نگاه سمک

نور خورشید از بین شاخه‌های درهمِ درخت گردوی قدیمی رد می‌شد و لکه‌های روشن و تاریک روی زمین می‌پاشید.به خاطر بارون چند ساعت قبل،بوی برگ‌های خیس و خاک نرم باغ،هوا رو سنگین کرده بود.
بین ردیف درخت‌های وسط باغ ایستادم؛ با سلاح آماده،اما بدن آروم و شُل.مثل کسی که هر لحظه قرار بود با دشمن روبه‌رو بشه.
حواسم به ساعتم بود.همین که چهار شد،حرکت کردم.در مسیر باریک بین

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آرش در رمان نیو آرش
تصویر شخصیت آرن در رمان نیو آرن
تصویر شخصیت مکانیزم آنتیکیترا در رمان نیو مکانیزم آنتیکیترا
تصویر شخصیت سمک در رمان نیو سمک
تصویر شخصیت آرمان در رمان نیو آرمان
تصویر شخصیت ارشک آرمان‌سا در رمان نیو ارشک آرمان‌سا
تصویر شخصیت سروان اسکینی در رمان نیو سروان اسکینی
تصویر شخصیت نیوارا در رمان نیو نیوارا
تصویر شخصیت جان در رمان نیو جان
تصویر شخصیت نیو در رمان نیو نیو
آخرین نظرات ارسال شده
  • زن حاجی

    0

    کاش یکی مثل بهگام داشتم برام همه چیز فراهم میکرد🤣

    ۳ روز پیش
  • زن حاجی

    0

    آقا من اومدم ادامه، برین اونور

    ۳ روز پیش
  • Harry The Wise

    0

    این حرف های سمک راجع به ارواح و نشون دادن احساسات از طریق خواب واقعا جالب بود. نمیدونم چرا فکر میکنه سست عنصر و بی مصرفه چون به نظر من بودن کنارش خیلی جالبه. دوست خوبیه سمک. اصلا انتظار نداشتم آدمی که به نیو تیراندازی کرد همچین موجود جالب و باشعوری باشه

    ۴ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    فکر می‌کنه سست‌عنصره چون خیلی از تصمیمات زندگیشو به اصرار پدر و مادرش گرفته. مثل انتخاب رشته‌ی تحصیلیش.

    ۴ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    یعنی چی؟ چرا باید سمک همچین دوست عالی ای گیرش بیاد؟ دلم میخواست منم یه بهگام داشتم برای خودم😔 واقعا حق داره بخواد سمک رو بغل کنه😂 خیلی آدم بامزه ایه دوستش دارم

    ۴ هفته پیش
  • sober | نویسنده رمان

    شانس داره...

    ۴ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    خب این خیلی بده که موقعی که اون یارو تو ذهنش صحبت میکنه چشمهاش خطی میشه! چه حرف های زشتی راجع به بهگام بیچاره زد😔💔 برمک هم از پارت های بعدی میدونم برادرشه🤧 صحنه جذابی بود اون مشت زدنش به شیشه ولی واکنش بهگام هم خیلی خوب بود. فقط رفت که وسیله بیاره دست سمک رو پانسمان کنه😔.

    ۴ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    ولی واقعا چشمای سمک جالب و عجیبن. بهگام حق داره همچین شعری رو در وصف اون چشمهای یخی و خمار بگه💕

    ۴ هفته پیش
  • Harry The Wise

    0

    وای فکرشم نمیکردم این چپتر با تیراندازی سمک شروع بشه💖 کلی لذت بردم و کیف کردم. الحق که اون ویدیو ماتریکس بهت میومد پسرجان😂 فکر میکنم از بهگام خوشم اومده🤧 مردی خیلی جالب و خفن صحبت میکنه. فکر کردن به اینکه علت دوست شدنش با سمک به خاطر قدرت تعبیر خوابشه، روحم رو جلا داد✨️

    ۴ هفته پیش
  • مریم

    0

    ایا سمک اسکیزوفرنی داره؟ حوصله ی نظر دادن ندارم ولی بدون مثل همیشه ترکوندی. لحظه به لحظه به رازهای کتاب اضافه میشه و این زیباست. کتاب پلات توییست های زیادی داره که هیجان زدش می کنه. همه ی شخصیت ها شخصیت پردازی فوق العاده ای دارن. اسمهاشون هم بی نهایت جدید و زیباست. خلاصه ترکوندی!! خسته نباشی عزیزدل

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون از لطفت❤️

    ۱ ماه پیش
  • شوسپک

    0

    مثل سعدی و شاهداش؟😁فقط سمک به شاهد نمیادا😅 قلمت فوق العادس😍✌

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ❤️😚

    ۱ ماه پیش
  • شیما

    4

    به خدا که این یارو گیه روی سمک چش داره ببین کی گفتم

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بدبین نباش.

    ۱ ماه پیش
  • درنا

    3

    الان می فهمم چرا اول قرار بود سمک نقش اصلی باشه!! این بشر پر از رازه.. و بهگام😂 تا وسط های پارت فکر کردم دختره اما پسر شد😐😂 موندم این اسمای متفاوت و جذاب رو از کجا پیدا می کنی! فضاسازی عالی بود، خسته نباشی💗

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون ❤️😘

    ۱ ماه پیش
  • رو زانوأم واسه بهراد

    2

    مثل سریال فرام، با خوندن هر پارت به سوالاتمون اضافه میشه، به جای اینکه کم بشه و این خیلی خوبه🥰

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ❤️😚

    ۱ ماه پیش
  • yaldaa

    1

    این پارت خیلی خفن بود. از بهگام شاعر تا راز های پشت *** سمک..قبلنا از دست سمک ناراحت بودم که به نیو تیر زده..ولی الان ازش خوشم میاد و به خاطر این قضیه توهما دلم براش میسوزه..زندگی پر رمز و رازی داره..آدم دوست داره سر از کارش دربیاره🔥😭

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    در واقع دیوونگی سمک تقصیر نیو بود😔

    ۱ ماه پیش
  • Masi

    0

    برمک پسر سمکه؟ این بابا بچه هم داره؟

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    نه،داداششه.

    ۱ ماه پیش
  • شوسپک

    0

    بهگام ایز ***؟😎

    ۱ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    قدیما به این آدما می‌گفتن شاعر...😔

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️