پارت صد و ده :

هرکسی یک چیزی می‌گفت: آقا شرفی عیب نداره. یک سانس اجرا کردیم. نصف پولو پس می‌دیم.
ـ زنگ بزنین محسن بیاد جاش.
ـ بابا محسن خونه‌اش دوره. تا برسه و تا گریم بشه خیلی دیر می‌شه. نگین تو نمی‌تونی جاش بازی کنی؟
ـ وا چی می‌گی؟ من که دخترم ضایع‌ست.

ـ بگیم علی احمدی بیاد پایین به جاش.
ـ بابا علی احمدی مسئول نورپردازیه. کی اون وقت نورها رو کنترل کنه؟ بعدم امیرعلی خیلی خوشگل بود.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه

    0

    یا خداا نمایش واقعی میشود حالا یاسر باید واقعی باسرباز بجنگه

    ۱ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️