پارت صد و چهل و پنجم :

گوشیم رو برداشتم و سعی کردم با آروم ترین صدای ممکن جواب بدم:
_ سلام عزیزم
صدای مهبد گرم و آرامش بخش مثل همیشه از اون طرف خط به گوشم رسید که باعث شد لبخند محو قشنگی روی لب هام بشینه.
مهبد_ سلام قشنگم چه طوری؟ داری چی کار می کنی؟
من که داشتم با یه دستمال آخرین آثار فاجعه‌ی آبی که روی میز ریخته بودم پاک می ‌کردم گفتم:
_ مشغول نجات دادن جهان از شر حساب ‌های سر به فلک کشیده رستورا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت مهنا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهنا
شخصیت مهسان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مهسان
شخصیت مرد مخفی در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) مرد مخفی
شخصیت نویان در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نویان
تصویر شخصیت احتشام در رمان مرد فسیل مغز احتشام
تصویر شخصیت الیزا در رمان مرد فسیل مغز الیزا
تصویر شخصیت صابر در رمان مرد فسیل مغز صابر
تصویر شخصیت آرکا در رمان مرد فسیل مغز آرکا
تصویر شخصیت دلویس در رمان مرد فسیل مغز دلویس
تصویر شخصیت لاله در رمان مرد فسیل مغز لاله
تصویر شخصیت نیکا در رمان مرد فسیل مغز نیکا
تصویر شخصیت رافائل در رمان مرد فسیل مغز رافائل
تصویر شخصیت سهراب در رمان مرد فسیل مغز سهراب
تصویر شخصیت نونا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نونا
تصویر شخصیت نیک راد در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) نیک راد
تصویر شخصیت بهار در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) بهار
تصویر شخصیت ویولا در رمان مرد فسیل مغز (پارازیت سیاه) ویولا
تصویر شخصیت فرامرز و خشایار در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه فرامرز و خشایار
تصویر شخصیت مهبد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه مهبد
تصویر شخصیت رادان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه رادان
تصویر شخصیت اردوان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه اردوان
تصویر شخصیت دلوین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه دلوین
تصویر شخصیت داروین در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه داروین
تصویر شخصیت پونه در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه پونه
تصویر شخصیت بهراد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه بهراد
تصویر شخصیت هومان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه هومان
تصویر شخصیت نوید در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نوید
تصویر شخصیت نیواد در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه نیواد
تصویر شخصیت برهان در رمان مرد فسیل مغز | پارازیت سیاه برهان
آخرین نظرات ارسال شده
  • 🦢AVAZ GHO🦢

    0

    یا خدا فرار کرد ایول 🫠

    ۳ هفته پیش
  • حنانه

    0

    داری وارد هیجانات میشی

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    همینطوره عزیزم

    ۳ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۳ هفته پیش
  • دنیا

    0

    شاید همون اکسش باشه که از ضربه خورده . ولی این پیرمرد همینطوری الکی نیومد مطمئناً مرد مخفی آنقدر بیخیال نیست که بذاره دلوین فرار کنه . . شایدم ما دیگه به همه چی شک داریم 😂💔

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پارت های جلوتر روشن میشه عزیزم

    ۴ هفته پیش
  • دنیا

    0

    دیدی بلاخره یکی از حدسام درست بود 😂😭

    ۴ هفته پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    خب خوبه خداروشکر

    ۴ هفته پیش
  • فاطمه

    0

    به به رمان جذاب شد

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    ای جانم😍بمونی برام قشنگم🤍💋

    ۲ ماه پیش
  • Adel

    0

    یعنی دقیقاً همون جایی که نباید تموم می شد تموم شد🫢حالا خوبه پارت بعد رو دارم😂🥹

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • Adel

    0

    اون لحظه ای که دلوین خواست بره و اجازه نداد… من واقعاً جیغ زدم 😭 یه ذره موند سکته کتم گفتم دیگه کار تمومهه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • وی وی

    0

    اخه چه طور تونستی از مرد مخفی فرار کنی💀😱😱

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • وی وی

    0

    دلوین دیوونه شده باورم نمیشه یه همجین حماقتی کرده باشه💀😱😱

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    متاسفانه انجام داد

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    0

    واایی چرا نمی تونم هضم کنم. نویان قراره خیانت کنه به داوین ومهبد این مهبد هم مشکوک میزنه

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    منظورم اینه مهبد تو این پارت زیادی خوب بود و من بهش مشکوکم☹️

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    عجب😂از خوبی زیاد بهش مشکوکی

    ۲ ماه پیش
  • sanaz

    0

    اخه یه جوریه حس خوبی بهش ندارم

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🤭🤭

    ۲ ماه پیش
  • حمیرا

    0

    وای چه استرسی کشیدم بمیری دلوین مطمئنم جوش میزنم😑

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    تا این حد 😂

    ۲ ماه پیش
  • حمیرا

    0

    اره به خدا کیانا خیلی استرس کشیدم سر اون دو پارت

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    پارت های بعدی یه جورایی اون استرسی که کشیدی رو جبران میکنم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • کفشدوزک

    0

    نویان انقدر طبیعی فکر می کرد که آدم می گفت آره دقیقاً خودمم همین واکنش رو داشتم😟

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    🫠🥹👌

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    یعنی سایه کی بود رو سر نویان افتاد؟ 🤦 ♀😊 دردسر جدید

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    هر وقت یه شخصیت زیادی خوب باشه آخرش یه چیزی درمیاد 😢

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • Sanaz

    0

    حس می کنم اردوان الان زمین و زمان رو برای پیدا کردنش زیر و رو کرده🥲

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    باید دید که قراره چی بشه قشنگم😉🤍

    ۲ ماه پیش
  • مهلا

    0

    یه سؤال.. چرا حس می کنم سرنوشت دلوین تازه از همین امشب شروع شده؟😕

    ۲ ماه پیش
  • کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان

    شاید همینطور باشه

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️