پارت صد و چهل و نهم :

با ترس آب گلویم را قورت دادم و با حالتی کاملا ناخودآگاه به دور تا دور خانه نگاهی انداختم. دستم به وضوح موقع لمس پیام سوم می‌لرزید.
-رها دیگه نه مزون و نه اون ویلا پاتو نذار، به هیچ‌وجه.... سراغ منم نیا، من هرجور شده خودم رو از دست این گرگ آزاد می‌کنم اما نمی‌خوام برای تو بیشتر از این دردسر درست بشه... می‌دونم نمیشه اما دلم می‌خواد این چند ماه رو فراموش کنی و به زندگیت برگردی... برای همه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!