عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت صد و بیست :
با هرم نفسهای داغش توی گودی گردنم،گرمم شد.چرخیدم و در تختخواب نرم هتل، پشتم را به او کردم. صدای زنگ گوشی هر دویمان لحظه ای قطع نمی شد.نوری که از پنجره توی اتاق می تابید در پشت پلکهایم کمرنگ و دل انگیز بود.پلکهای سنگینم را به زور باز کردم.شانه ها و کمر و پاهای کوفته ام را به زور تکان دادم تا صدای موبایلم را قطع کنم.انگار سالها در جنگلی پر درخت دویده باشم ،نای بلند شدن نداشتم.
شهرام تکان
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
🥰🌺🌺🌺
۲ هفته پیشزهرا خ
1ماموریت بسیار عالی انجام شد.. چند روز دیگه نتیجه اعلام میشه😅
۲ ماه پیشمریم
1خوب شد به روز کردم آپو نمی تونستم باز کنمم واای😓😓 غصه داشتم چطوری عقد و بخونم داشتم می مردم نویسنده جونمم
۲ ماه پیششیوا
1نهه همین آنتالیا خوبهه خیلی خوش گذش بهمونن🥺😢😢من ترکیه میخوام برن تو دریا و زبر نخلا و خرید و شب تاریک و دیسکو موخوامم🥰💥💥🌞🤩
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
حالا یکی دو روز هستیم تو آنتالیا نگران نباش🤭🤭🤭❤️
۲ ماه پیششیوا
1یا خداا اینا چی کار کردن با هم اون کوفته شده این یکی پبرن جر داده اون افتاده تو تخت اینم داره غش می کنه😁😬😬😅😅من معذرت میخوام آلاله این شهرام ما ندید بدبده تو ببخش 🫠🌚
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
کشان همو دیشب😁😬😬😬
۲ ماه پیشزهراخ
2چکار کردین با خودتون😅 پیراهن *** کردین.. اره بایدم پروتئین بخورید
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
داغون کردن همو آنتالیای و رمانتیک و هوا و دریا و عشقم که دم دست آدم باشه😄😬😁🌞💪
۲ ماه پیشنگین
2شهررامم چه بلای ب سر این دختر اوردی که نمی تونه بلند شهه😬😬
۲ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
نوشتم چ بلایی آورده 😄😄💪
۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

محرابی
1داره خوش میگذره کجامیری شهرام خان. ممنونم زیبا بود خیلی