پارت صد و بیست :

با هرم نفسهای داغش توی گودی گردنم،گرمم شد.چرخیدم و در تختخواب نرم هتل، پشتم را به او کردم. صدای زنگ گوشی هر دویمان لحظه ای قطع نمی شد.نوری که از پنجره توی اتاق می تابید در پشت پلکهایم کمرنگ و دل انگیز بود.پلکهای سنگینم را به زور باز کردم.شانه ها و کمر و پاهای کوفته ام را به زور تکان دادم تا صدای موبایلم را قطع کنم.انگار سالها در جنگلی پر درخت دویده باشم ،نای بلند شدن نداشتم.
  شهرام تکان

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آلاله در رمان عقد ممکن آلاله
تصویر شخصیت شهرام در رمان عقد ممکن شهرام
تصویر شخصیت بنیامین در رمان عقد ممکن بنیامین
تصویر شخصیت مادر آلاله،سولماز در رمان عقد ممکن مادر آلاله،سولماز
تصویر شخصیت شیرین خانم ،مادر شهرام در رمان عقد ممکن شیرین خانم ،مادر شهرام
تصویر شخصیت آیدا در رمان عقد ممکن آیدا
تصویر شخصیت فیروزه در رمان عقد ممکن فیروزه
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    1

    داره خوش میگذره کجامیری شهرام خان. ممنونم زیبا بود خیلی

    ۲ هفته پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    🥰🌺🌺🌺

    ۲ هفته پیش
  • زهرا خ

    1

    ماموریت بسیار عالی انجام شد.. چند روز دیگه نتیجه اعلام میشه😅

    ۲ ماه پیش
  • مریم

    1

    خوب شد به روز کردم آپو نمی تونستم باز کنمم واای😓😓 غصه داشتم چطوری عقد و بخونم داشتم می مردم نویسنده جونمم

    ۲ ماه پیش
  • شیوا

    1

    نهه همین آنتالیا خوبهه خیلی خوش گذش بهمونن🥺😢😢من ترکیه میخوام برن تو دریا و زبر نخلا و خرید و شب تاریک و دیسکو موخوامم🥰💥💥🌞🤩

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    حالا یکی دو روز هستیم تو آنتالیا نگران نباش🤭🤭🤭❤️

    ۲ ماه پیش
  • شیوا

    1

    یا خداا اینا چی کار کردن با هم اون کوفته شده این یکی پبرن جر داده اون افتاده تو تخت اینم داره غش می کنه😁😬😬😅😅من معذرت میخوام آلاله این شهرام ما ندید بدبده تو ببخش 🫠🌚

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    کشان همو دیشب😁😬😬😬

    ۲ ماه پیش
  • زهراخ

    2

    چکار کردین با خودتون😅 پیراهن *** کردین.. اره بایدم پروتئین بخورید

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    داغون کردن همو آنتالیای و رمانتیک و هوا و دریا و عشقم که دم دست آدم باشه😄😬😁🌞💪

    ۲ ماه پیش
  • نگین

    2

    شهررامم چه بلای ب سر این دختر اوردی که نمی تونه بلند شهه😬😬

    ۲ ماه پیش
  • مهشاد لسانی | نویسنده رمان

    نوشتم چ بلایی آورده 😄😄💪

    ۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️