پارت هشتاد و ششم :

تیزی کلید را کمی بیشتر روی گلویش فشرد. خط باریکی از خون روی گردنش لغزید.
-تو کشتیش عوضی.
نوژن خندید؛ خنده‌ای خشک که با سرفه‌ای خونی برید.
-وقتی از کنارش رد شدی... هنوز نفس می‌کشید.
دست لنا لرزید.
-خفه شو...
کلید را محکم‌تر فشرد؛ آن‌قدر که نوک فلز پوست مرد را شکافت و وارد شد. نوژن، با وجود درد، هنوز لبخند می‌زد.
-قبل این‌که بمیرم... یه سؤال دارم...
لنا چیزی نگفت و مستا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!