پارت هشتاد و پنجم :

لنا چند ثانیه همان‌جا ماند. تنها صدایی که سکوت اتاق را می‌شکست، نفس‌های سنگین نوژن بود.
باید فرار می‌کرد. تمام وجودش همین را فریاد می‌زد؛ اما پاهایش فرمان نمی‌بردند. چشمش دوباره به حرف M افتاد.
مایا...
خواهرش...
نیمه‌ی گمشده‌ای که تمام زندگی‌اش را صرف پیدا کردنش کرده بود. با قدم‌هایی لرزان خودش را به نوژن رساند. کلید هنوز میان انگشتان مرد گیر کرده بود.
به‌آرامی آن را

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!