پارت نوزده :

-چقدرم تو این شبا می‌خوابی و قهوه ممکنه کلهم بی‌خوابت کنه! گوشی از دستت کنده نمی‌شه!
هاتف کمی موهای او را توی دستش کشید که با آخ بلند هاله، سرش را کنار گوشش برد:
-حقته، فضول! تو به مامان آمار دادی دیگه!
هاله همان‌طور که سرش عقب بود، با گرفتن بیخ موهایش گفت:
-من و آمار آخه؟ نه به جون عمو...
با نگاه خیره هاتف از پشت سرش، چشم‌هایش را کمی جمع کرد و لب‌هایش را لرزاند:
-دلت میاد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!