پارت سیزده :

نگاه آیناز توی ساختمان چرخید و گفت:
-خیلی راحت می‌تونم از سه تا اتاق استفاده کنم! البته که با واحد تک‌اتاق هم کار من حل میشه ولی...
هاتف یکی از قهوه‌های توی دستش را به آیناز تعارف کرد و گفت:
-ولی وقتی می‌خوای کارو شروع کنی، مطب جای مشخصی باشه، بعدا بیمار با جابه‌جایی گمت نمی‌کنه! حالا می‌تونید از همکاراتون هم دعوت کنید که با هم و توی تخصص دیگه‌ای همکاری کنید. درسته بهزاد؟
ب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!