پارت هفتاد و یک :

- پس می خوای به تنهایی بهاش رو بپردازی؟!
همون لحظه که لب هاش کج شدن، با دیدن همون لبخند نصف و نیمهٔ پر از درد، احساس کردم نمی تونم تنهاش بذارم و زنده بمونم.
- تنها کاری که می تونم برات انجام بدم همینه، اینکه به هر قیمتی ازت محافظت کنم؛ حتی به قیمت زیر سوال رفتن وفاداریم به کشورم و لکه دار شدن نام خانوادگیم.
تو اولین و آخرین کج روی من در این راه خواهی بود.
- اریک...
- برای هیچ چیز

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Godrina

    1

    یکی از قوی ترین بخش های رمان دیالوگ هان برام عجیبه که چطور ممکنه تموم دیالوگ ها جذاب و بجا باشن، پر از احساس و ظرافت های خاصن. دوس دارم بعد تموم شدن رمان یه دفترچه بیارم و دیالوگ های جذابو یادداشت کنم بعدا هم ببینم خیلی خوبن

    ۶ روز پیش
  • Mhsa

    1

    بنظرم اینکه اریک گفت اگه برگشتی عقب بازم همون تصمیمات و بگیر و انجام بده یعنی برخلاف همه چی خیلی اون حس دوست داشته شدن و خانواده داشتن و اینکه بدونی یکی همیشه منتظرته رو دوست داشته و الانم میخواد بهای اعتماد و باوری که کرد رو بپردازه اریک جذابم خودشونو اینجوری مجازات میکنه با درد جدایی🤧🤧

    ۱ هفته پیش
  • Hhhh

    2

    به سناریو اریک دقت کردین؟🙂 اگه واقعی بود خیلی دردناک میشد، مثلا آیرین تموم مدت آگاه از اتفاقات آینده بود و می دونست اوضاع خراب میشه، برای همین عمدا و با سیاست اریکو عاشق خودش کرد تا رازش که برملا شد نتونه بهش صدمه بزنه

    ۱ هفته پیش
  • Hhhh

    1

    من همیشه سیاستش رو تحسین کردم، حتی اگه عمدا هم اینکارو نکرده اما بازم بهترین تصمیم رو گرفت که خودشو به زور توی دل اریک جا کرد، اگه حامله هم میشد که دیگه نور علی نور، آینده تضمین! اریک وادار میشد ببخشتش👏👌👌😁🤭😎

    ۱ هفته پیش
  • فاطمه عبدالله زاده | نویسنده رمان

    چه تحلیلات پدر و مادر داری🧘😂

    ۱ هفته پیش
  • Hhhh

    2

    مرسیی عزیزم😎😍 قلمت عالیه خیلی تحسینت می کنم🫂❤️🌹

    ۱ هفته پیش
  • Sky

    1

    از اونجایی که گفت دستشو گذاشت روی شکمش و خطاب به اریک گف چطور نفهمیدم توهم شبیه پدرمی.. اخه الکازار هم زمانی که مادر نیرا باردار بوده ولش کرده

    ۱ هفته پیش
  • Hhhh

    1

    « اگه به عقب برگشتی باز هم دروغ بگو و بهم اعتماد نکن، اسلحه رو به دست مردی نده که خون جلوی چشم هاشو گرفته»👌👏 چه دیالوگ پر از مفهومی، نمی دونم اریک بخاطر دلگرمی آیرین و از بین بردن عذاب وجدانش اینو گفت یا واقعا اگه از اول آیرین اعتراف می کرد اونطوری میشد..

    ۱ هفته پیش
  • ماهی

    1

    واقعا چرا انقدر منطقی فکر میکنه خوبه بهش گفت که بخاطر جون خانوادم اینکارو کردم ولی من اون قسمتی مردم که ایرین فکر کرد که اریک هم مثل پدرشه (منظورش الکازاره دیگه نه ؟)

    ۱ هفته پیش
  • Asmaaa

    2

    اینا اره اما باید توی برهه تاریخ و جنگ یعنی زمانی که همه چیز جدیه و بحث مرگ و زندگیه منطقی باشی، اریک با وجود همه حرف های تلخش با تموم وجود از آیرین محافظت کرد و حتی حاضر شد تاوانش رو بپردازه و خودشو زیر سوال ببره توی محکمه

    ۱ هفته پیش
  • Yas

    2

    آیرین ناچار بود به انجام اون کارها، نمی دونم چرا اریک اینو نمی فهمه.. یه دختر تنها و بی پناه و ترسیده و بی گناه وسط اون همه مرد بی رحم و اتفاقات ترسناک.. کارش اشتباه اما همچنان مظلوم و بی گناهه🫠🫠😭😭💔

    ۱ هفته پیش
  • Yas

    1

    دلم برای التماس و گریه های آیرین خیلی سوخت، اونجا که گفت ولی من که تو رو خیلی دوست دارم🫠🫠 کاش اریک منطق و دلایل مهم و چمیدونم اساسی رو کنار می ذاشت و بغلش می کرد

    ۱ هفته پیش
  • Avin

    1

    ولی من واقعا اریکو دوس دارم🥲❤️ برام یه شخص واقعیه انگارر، خیلی خوبو دوست داشتنیه😍🥰🥲❤️ مرزهای جذابیتو جا به جا کرده، حتی حرفاشم خفنن😭❤️✨

    ۱ هفته پیش
  • Sky

    2

    یعنی آیرین بارداره؟!

    ۱ هفته پیش
  • Par

    2

    از کجا ب این نتیجه رسیدی؟😂 اگه بود که عالی میشد خون خودشو می انداخت گردن اریک تا بخاطر بچه هم که شده ببخشتش و نفرستتش بره🧘😎🥲

    ۱ هفته پیش
  • اکرم بانو

    0

    اریک حق داره ناراحت باشه،اما ایرین هم چاره ای نداشت..چطور میتونست همه چیو بگه؟

    ۱ هفته پیش
  • زهرا

    2

    وای نه نه نه، چرا اینجوری شد؟؟ چرا ایرین نگفت رفتار ها و کاراش یه نقشه و یه دروغ نبوده و تنها اشتباهش این بود که حقیقت را نگفت همون اولش؟؟ خدا من الان افسردگی گرفتم که😭😭

    ۱ هفته پیش
  • مهسا

    1

    اریک کاملا حق داره ناراحت باشه و حتی از آیرین متنفر بشه.. بازم به اون که داره ازش محافظت میکنه همچنان

    ۱ هفته پیش
  • مریم

    1

    خیلی ممنون بابت پارت خسته نباشی 😍❤️💋

    ۱ هفته پیش
  • مینو

    0

    ممنونم پارت جدید گذاشتی فاطمه بانو،شدیدا مشتاق و منتظر پارت جدید بودم وگرنه خوابم نمیبرد

    ۱ هفته پیش
کپی شد!