پارت هفتاد و ششم :

فصل سی

آن روز، گویی با روز های دیگر فرق داشت.
زیرا طلوع تا هفت روز بعد از آن دیگر کاری به سجاد نداشت. دلیلش شاید چیز دیگری باشد اما به هر حال برای سجاد همان هفت روز نیز جای شکر داشت. حالا تقریبا ده روز از افتادن در چاهی به این عمیقی می گذرد.
طلوع خوان‌زاده زنی که از بیماری سادیسم نتنها رنج نمی برد بلکه با آن خوش خوشک زندگی می‌کند. او امرزو برای دومین بار در این هفت روز از اتاقش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهزاد خوان زاده در رمان تبهکار هوسباز بهزاد خوان زاده
تصویر شخصیت فرزانه طاهری در رمان تبهکار هوسباز فرزانه طاهری
آخرین نظرات ارسال شده
  • آیلا

    0

    آخیش از طلوع افسرده بدم میمومد بالاخره برگشت به ورژن اصلیش خیلی ممنون فاطمه جون پلرت خوبی بود بالاخره سجاد رو تحویل گرفت😅😍🫠

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😁قربانت

    ۳ ماه پیش
  • مهسا

    0

    بابای طلوع خودش انتخاب کرده اینکارو ولی این انتخاب به طلوع تحمیل شده..یه لحظه دلم برای بچگی طلوع سوخت که سعی داشتن روانیش کنن.. البته که هیچ روانی دلسوزی نداره..

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    متاسفانه همینطوره

    ۳ ماه پیش
  • سارا

    0

    میترسم تهش طلوع خوب بشه ، سجاد روانی بشه 😂😂

    ۳ ماه پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    😂😂 بعید نیست

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️