پارت بیست و پنجم :

مسیح هنوز دو قدم بیشتر برنداشته بود که صدای نامنظم قدم‌هایی از سمت باغ میان موسیقی خفه و همهمۀ بریده به آن‌ها نزدیک شد.
رهام خودش را رسانده بود. نه مثل میزبان یک شب مهم، بلکه شبیه مردی که زیادی نوشیده و تازه یادش افتاده وسط مجلس چیزی را جا گذاشته. گره کراواتش کمی شل شده بود. یقه‌اش از آن نظم اول شب فاصله گرفته بود و چشم‌هایش برق نامتعادل و تب‌آلودی داشت؛ همان برق بدی که از مستی خالی Ù

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Rosa

    0

    حاجی برگام حاجیی وایی

    ۳ ماه پیش
  • ابی

    0

    مسیح برکام

    ۳ ماه پیش
  • ابی

    0

    واقعا نویسنده آفرین به شما و آفرین به مسیح برنامه فکر می کرد با اسم عوض،کردن می شود هویت عوضکرد نه ولی به نظرم این مسیح با مدیا یک ربطی دارد

    ۳ ماه پیش
  • تیسراتیل

    0

    چقد زود لو رفت

    ۳ ماه پیش
  • راز

    0

    دختر قشنگم زود لو رفت

    ۳ ماه پیش
  • افسون

    0

    عزیزم ممنون از اینهمه کلمات سنگین و پر از کشش و جذابت توصیف حال افرا و مسیح اما حسم میگه گر چه خطرناک ولی ببخشید نامزد و لاشی نیست مسیح واسم مدیا یعنی مادر ش یا نه خیلی جنجالی تر آخ که منتظرم بسیار 😋🤔😎🧐

    ۳ ماه پیش
  • نادیا

    2

    وای لعنتیی جون میدم برای پارت های بعدی

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️