این شهر شاهد بود به قلم حنانه بامیری
پارت بیست و پنجم :
مسیح هنوز دو قدم بیشتر برنداشته بود که صدای نامنظم قدمهایی از سمت باغ میان موسیقی خفه و همهمۀ بریده به آنها نزدیک شد.
رهام خودش را رسانده بود. نه مثل میزبان یک شب مهم، بلکه شبیه مردی که زیادی نوشیده و تازه یادش افتاده وسط مجلس چیزی را جا گذاشته. گره کراواتش کمی شل شده بود. یقهاش از آن نظم اول شب فاصله گرفته بود و چشمهایش برق نامتعادل و تبآلودی داشت؛ همان برق بدی که از مستی خالی Ù
مطالعهی این پارت حدودا ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
ابی
0مسیح برکام
۳ ماه پیشابی
0واقعا نویسنده آفرین به شما و آفرین به مسیح برنامه فکر می کرد با اسم عوض،کردن می شود هویت عوضکرد نه ولی به نظرم این مسیح با مدیا یک ربطی دارد
۳ ماه پیشتیسراتیل
0چقد زود لو رفت
۳ ماه پیشراز
0دختر قشنگم زود لو رفت
۳ ماه پیشافسون
0عزیزم ممنون از اینهمه کلمات سنگین و پر از کشش و جذابت توصیف حال افرا و مسیح اما حسم میگه گر چه خطرناک ولی ببخشید نامزد و لاشی نیست مسیح واسم مدیا یعنی مادر ش یا نه خیلی جنجالی تر آخ که منتظرم بسیار 😋🤔😎🧐
۳ ماه پیشنادیا
2وای لعنتیی جون میدم برای پارت های بعدی
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Rosa
0حاجی برگام حاجیی وایی