این شهر شاهد بود به قلم حنانه بامیری
پارت بیست و چهارم :
***
صورتش در آینه زیادی بینقص به نظر میرسید. چند ثانیه تمام فقط به انعکاس خودش خیره ماند؛ به زنی که از خودش ساخته بود، نه زنی که واقعاً بود. پوست صورتش زیر نور زرد و آرام آباژور صافتر و یکدستتر از همیشه به نظر میرسید. آرایشش سبک بود، اما حسابشده؛ نه آنقدر کمرنگ که محو شود، نه آنقدر پررنگ که جلب توجه کند. خط چشم باریکی که گوشۀ نگاهش را کمی کشیدهتر کرده بود، لبهایی با رنگ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

Rosa
1وایی نمیتونم صبر کنمم تا دعوای این دوتا برادرو ببینمم