پارت صد و پنجاه :

به زنجیر کشیدن گاو هدیوش با شکست همراه بود و نمی‌دانستم راه دیگر برای پیروزی بر او چیست؟
زمزمه‌ها و همهمه‌ای که میان سربازان پیچیده بود، توجه‌ام را به خود جلب کرد. سربازان ما با خوشحالی چیزی را فریاد می‌زدند و خبری نفر به نفر در حال پخش شدن بود. گوشهایم را تیز کرده و نام شاهزاده آتش را در میان هیاهوی جمعیت شنیدم. پرچم توشار به هوا رفت و یکی از سربازان فریاد زد:- شاهزاده آتش کشته شده

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ساجد

    0

    بنظرم بهایی که شاه تورتک برای محافظت از جانش پرداخت کرده بینایی پسر بزرگش و زیبایی سایداست

    ۶ ساعت پیش
  • فریده

    2

    عمر شیطان هم ابدی نیست

    ۱۴ ساعت پیش
  • هرا

    1

    ماسیس راست میگی اتش خیلی اسون مردد

    ۱۸ ساعت پیش
  • هرا

    2

    چرا حس میکنم پسر بزرگش یه ربطی باید داشته باشه الان

    ۱۸ ساعت پیش
کپی شد!