پارت بیست :
یل کورد درحالیکه راه گرفتن قطره عرق سردی روی تیره ی کمرش را به وضوح حس میکرد شرمنده سرش را پایین انداخت...
-من نمیدونم چجوری باید ازتون عذر خواهی کنم و برای جبران هم...
هیراد که به خاطر بحثش با هیژان کمی خلقش تنگ بود وسط حرف مرد آمده و سرد گفت :
- این رقم چیزی نیست که بتونید از پس پرداخت خسارتش بر بیاید.
به عادت نوک انگشتانش را روی هم قرار داده و خواست ادامه دهد
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
