پارت بیست :


یل کورد درحالیکه راه گرفتن قطره عرق سردی روی تیره ی کمرش را به وضوح حس میکرد شرمنده سرش را پایین انداخت...

-من نمیدونم چجوری باید ازتون عذر خواهی کنم و برای جبران هم...

هیراد که به خاطر بحثش با هیژان کمی خلقش تنگ بود وسط حرف مرد آمده و سرد گفت :

- این رقم چیزی نیست که بتونید از پس پرداخت خسارتش بر بیاید.

به عادت نوک انگشتانش را روی هم قرار داده و خواست ادامه دهد

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت دیلا بیگی در رمان منکوب دیلا بیگی
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!