پارت بیست :


چند ثانیه فقط بهش نگاه کردم.به مردی که روبه‌روم نشسته بود اما انگار چند کیلومتر از من فاصله داشت.

گلوم خشک شده بود.دلم نمی‌خواست این همه غم رو توی صورت یه آدم ببینم.

آروم گفتم:

_شاید... شاید دکترا اشتباه کنن.
هیچ واکنشی نشون نداد.

ادامه دادم:

_توی بیمارستان کم پیش نیومده بیمارایی که همه ازشون قطع امید کرده بودن، یه روز برخلاف انتظار همه برگشتن.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!