حکومت زنان به قلم مبینا ترابی
پارت صد و سی و پنجم :
همهچیز آنقدر ناگهانی اتفاق افتاد که حتی فرصت نکردم نفس عمیقی بکشم.
چند ثانیه قبل، صدای خندهی مهمانها زیر نور لوسترهای باغ میپیچید. برخورد آرام لیوانهای کریستالی، موسیقی زنده و گفتوگوهای پراکنده، عمارت را زنده نگه داشته بود.
اما حالا...
سکوت.
سکوتی عجیب و سنگین، مثل پارچهای سیاه روی تمام باغ افتاده بود.
احساس میکردم حتی باد هم جرئت عبور میان آن جمع را ندار
مطالعهی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
