پارت صد و سی و پنجم :

همه‌چیز آن‌قدر ناگهانی اتفاق افتاد که حتی فرصت نکردم نفس عمیقی بکشم.
چند ثانیه قبل، صدای خنده‌ی مهمان‌ها زیر نور لوسترهای باغ می‌پیچید. برخورد آرام لیوان‌های کریستالی، موسیقی زنده و گفت‌وگوهای پراکنده، عمارت را زنده نگه داشته بود.
اما حالا...
سکوت.
سکوتی عجیب و سنگین، مثل پارچه‌ای سیاه روی تمام باغ افتاده بود.
احساس می‌کردم حتی باد هم جرئت عبور میان آن جمع را ندار

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!