کاراکال به قلم حدیثه شهبازی (saya)
پارت سی و نهم :
| پناهگاه / The Safehouse |
***
پنجمین روز فوریه، برای ساکنان پایتخت نیز مانند همیشه با همان نظم همیشگی آغاز شده بود. مردم، زیر نگاه سنگی مجسمهی پتر کبیر¹، با عجله خود را به ادارهها و شرکتهای مختلف میرساندند. بسیاری در مناطق تجاری شهر، بهعنوان کارگزار بورس، مدیر اجرایی، وکیل یا بانکدار مشغول به کار بودند؛ مشاغلی که سالها در صدر فهرست توصیههای والدین به فرزندانشان برای انت
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
Nina
0آشپزی بلد نیستی نیکا خانم؟ اشکالی ندارهه! پس میگل اینجا چیکارسس؟؟
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
تازه پاستاهاش حرف نداره 🤣
۱ هفته پیشNina
0اصلا من اگه یه بار تو زندگیم پاستای میگلو نخورم این زندگی زندگی نیست! میدونی من چقدر سر اون اپیزود که میگل پاستا کرد تو دهن دومینیکا کف و خون قاطی کردمم؟ تازه انقدر هم پاستاشو خوب توصیف کردی آدم دهنش آب میفتاد ای بابا😔💔
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
خانم نویسنده اون روز ناهار پاستا داشت 🤣
۱ هفته پیشلیا
0وایی میزان کینه ت به لاورنتی منو به ستوه آورده 🤣🤣
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
لاورنتی اسکار منفورترین کارکتر کاراکال رو راحت میگیره 🤣
۱ هفته پیشنانا
0نه اینجوری نگو من رو لاورنتی کراشمم
۳ روز پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
سلیقه خاصی داری
۳ روز پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
به لاورنتی چیکار داررری
۱ هفته پیشثمین
0مرتیکه نیکا رو ول کرد میگل نجاتش داد میگی چیکارش دارم
۶ روز پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
اسنادشو نجات داد 👀
۵ روز پیشترنم
0اوایل که شروع کرده بودم میگفتم خوبه در هفته دو روز داریم و من می تونم با خیال راحت بخونم تا برسم ولی الان خمارم هی منتظرم پارت بیاد چراا😭
۶ روز پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
کاراکال × مواد مخدر ✓
۵ روز پیشNina
0وای مثلا فکر کنید شِی کرونا بگیره بمیره بعد نیکا عذاب وجدان بگیره تفط۸عزجخدخم
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
حالا چرا همه رو میخواید بر اثر کرونا بکشید 😐💔
۱ هفته پیشNina
0نمیدونم غریزم حکم میکنه که یکی باید بمیره🤣
۷ روز پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
منطقیه 😉
۷ روز پیش🦢AVAZ GHO🦢
0دلم کیک خاست😭😂
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
حس میکنم دارم گناه جمع میکنم گردن خودم... اون از داستان این از کیک 🤣
۱ هفته پیشترنم
0واو نکنه تو این کرونا لاورنتی بمیره.. عذاب وجدان میگیرم به ی نفر میگم کاش بمیره چون شخصیت هات واقعی هستن😂
۱ هفته پیشاکرم بانو
0واو.. از اینکه از ویروس کرونا به لاورنتی رسیدی،خیلی منو شگفت زده کرد عزیزم😂😂
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
نویسنده رو سورپرایز میکنید 🤣
۱ هفته پیشNina
0وای آرهه راست میگیی
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
😁😁😁
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
چرا باید عشق اول دخترمو بکشم؟ 👀
۱ هفته پیشNina
0تصور دومینیکا با دامن پف دار و دستکش های گیپوری سم ترین چیزیه که تو زندگیم دیدم🤣
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
😂😂😂 نگووو به بچم همهچیز میاد
۱ هفته پیشNina
0ولی به سیس و ابهتش نه🤣🤣
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
👀
۱ هفته پیشاکرم بانو
1تا هفته ی بعد و پارت بعدی،خیلی دلم واسه میگل ودومینیکا تنگ میشه
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
🤧💔
۱ هفته پیشاکرم بانو
0کرونای لعنتی،چه کابوسی بود.. خوبه که تموم شد خداروشکر
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
اینجا که تازه شروع شده 🤧
۱ هفته پیشآنتی فاکینگ فن حدیثه
0قرار دادن اخبار تو پس زمینه، به داستان تو «بافت زمانی و مکانی» خیلی قدرتمندی میده. خواننده متوجه میشه که داستان تو تو یه دنیای واقعی و در حال تغییر رخ میده. این باعث میشه که داستان به یه «تریلر واقع گرایانه» تبدیل بشه.
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
رئالیسم ایز د بست 😎
۱ هفته پیشاکرم بانو
0میشه رشته تحصیلی شمارو بپرسم؟
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
آنا تجربی میخونه، میخواد بیاد همکار سایا بشه 😂👀
۱ هفته پیشآنتی فاکینگ فن حدیثه
0بین بوی «نم و خاکستر» و بوی «کره و وانیل» این یکی از هوشمندانه ترین کارای این بخش بود. بوی نم و خاکستر، نماد گذشته ی تاریک، عملیات های خونین و فضای سرد روسیه ست. اما بوی کره و وانیل، نماد زندگی عادی، امنیت و شاید هم یه فریب خوشاینده. این تضاد، باعث میشه خواننده احساس کنه که این آرامش، شکننده ست.
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
تفسیر خوبیه، خودم از بوی خاکستر و نم برای تصویرسازی زندگی فعلیشون و از وانیل و کره برای آیندهای که هرگز وجود نخواهد داشت استفاده کردم.
۱ هفته پیشآنتی فاکینگ فن حدیثه
0به امید آیتده ای که توش وجود نداریم🤣
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
🤣🤣🤣
۱ هفته پیشترنم
0اوه خوب بود..پس این بوی وانیل که به من حس خوبی میداد در آینده از اینا نداریم گرفتم چی میگی خدا بخیر کنه فقط😂
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
😈💀
۱ هفته پیشاکرم بانو
0راستش اصلا به بوی نم و خاکستر و بوی کره و وانیل اینطور که شماگفتی نگاه نکرده بودم
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
باید روی جزئیات فوکوس کنید چون من پشت هر کلمه یه منظوری دارم حتما 😁
۱ هفته پیشترنم
0اولگا خیلی جذابه فک کنم میتونه از امانت میگل خوب مراقبت کنه حواسش به اون هس😂
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
امانت میگل؟ وای 🤣🤣🤣
۱ هفته پیشترنم
0نیکای عزیزم به میگل چی گفتی؟روان پریش؟🔪😊
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
یسسسس 🤣
۱ هفته پیشترنم
1فک کنم این پارت آرامش قبل از طوفان بود😁البته چون توش قضیه کرونا هم بود حس میکنم با این ویروس لعنتی اتفاقای بدتری میفته انگار داشتی تو این پارت زمینه رو فراهم میکردی
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
تنفس دادم به خودم، شما و کارکترها 🤣
۱ هفته پیشترنم
0نکنه تو خانه روبرویی میگل زندگی کنه؟آخه گفت در حال آشپزی یکم شک کردم
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
نه بابا مگه فیلم هندیه 🤣
۱ هفته پیشترنم
0این بوی وانیل از اینجا ی حس خوب و آرامش بهم داد به به
۱ هفته پیش
حدیثه شهبازی (saya) | نویسنده رمان
وایب خونه :)
۱ هفته پیش
لطفا صبر کنید...

ثمین
0ای بابا کرونا اومد ایشالله لاورنتی بگیره بمیره