پارت هفتاد و هشتم :
***
درهای سوله با نالهای بلند و فلزی باز شد. هوای داخل کهنهتر و سردتر از بیرون بود؛ بوی روغن صنعتی، اوزون و چیزی شبیه بوی خاک کهنه میداد. سقف بلند و مشبک در ارتفاعی سرگیجهآور گم شده بود و ردیف چراغهای فلورسنت نوری بیرحم و سفید روی دستگاههای پیچیده، لولههای مارپیچ و محفظههای شیشهای بزرگ میپاشید. اینجا شبیه آزمایشگاه نبود؛ شبیه یک کارخانۀ مرگ بود که در دل کوهستان دفن ش
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
