پارت بیست و یک :

کمی این پا و آن پا کرد. ساعت هفت بود و او هنوز هم مطمئن نبود می‌خواهد به آن مهمانی برود یا نه. هیچ ایده‌ای نداشت منظور کوهیار از تولد چیست که بتواند خودش را برای آن آماده کند‌.
جشن تولدهای آن‌ها صرفا در کیک و آن هم گاهی خلاصه می‌شد؛ روزشان مانند یک روز عادی می‌گذشت، شب هم کیکی که یا مریم می‌پخت و یا می‌خریدند را همراه چایی می‌خوردند و دور هم خوش می‌گذراندند. در همین حد بود و بس.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸ ساعت پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت کوهیار در رمان آنتوریوم کوهیار
تصویر شخصیت مهتاب در رمان آنتوریوم مهتاب
تصویر شخصیت باربد در رمان آنتوریوم باربد
تصویر شخصیت باران در رمان آنتوریوم باران
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    خیلی دوست داشتم ببینم صادقی به مهمونا چی گفت که رفتن؟خب دیگه تولد تموم شد بفرمایید؟انشاالله تولد بعدی در خدمت باشیم؟😂😂

    ۳۳ دقیقه پیش
  • سهیل۳۰

    1

    یهو فکرکنم نصیرِ همون دوست پسر باران باشه یهو قلبم ریخت گفتم آبروشون رفت 😂 چقد گوشت تلخه این

    ۸ ساعت پیش
  • فاطیما

    1

    عالی بود مرسی عزیزم ❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    ۱۱ ساعت پیش
  • افسون

    1

    الهی دختر چقدر جالب بود که رویارویی همه رو در مورد تولدها متفاوت نشون دادی ما تصورمان همون کیک و تبریک اما اینجوریم یکمی خسته کننده است ولی احساس میکنم نصیر باید درباره رفتارش با کوهیار منظوری داشته باشه شاید مربوط به ویلچر نشینی مادرش باشه و مثل اینکه دوست دخترزیاد داره کوهیار جون🤔🤭

    ۱۱ ساعت پیش
  • ابی

    1

    واای مرسی منتظر بودم

    ۱۴ ساعت پیش
  • هناسه

    2

    فکر کنم علت فلج شدن مادر کوهیار ،پدرش و شاید بد رفتاری هاش که باعث تصادفی یا سکته ایی چیزی شده و باهم دعوا دارن🤔🤔

    ۱۵ ساعت پیش
  • زهرا

    1

    عالی بودسپاس😁🙏

    ۱۵ ساعت پیش
  • سعادت

    2

    گذشته نصیر کوهیار چیه

    ۱۶ ساعت پیش
  • فرشته

    1

    مگه نصیر چه مشکلی با کوهیار داره که این کار رو می کنه آخه؟

    ۱۶ ساعت پیش
  • اقلیما نائینی | نویسنده رمان

    سلام فرشته جانم ممنون از کامنتت باید ببینیم👀

    ۱۶ ساعت پیش
  • فرشته

    1

    بی صبرانه منتظر ادامه ی این رمان شاهکار هستم❤️ بهترینی بانو جانم❤️

    ۱۶ ساعت پیش
  • فرشته

    1

    فوق العاده مثل همیشه❤️

    ۱۶ ساعت پیش
کپی شد!