پارت صد و هشتم :

تالار ارکیدهٔ بنفش بهترین مکان برای برگزاری مهمانی بود. روی میزها شمعدان‌های مشکی آنتیک قرار گرفته بودند و نور طلایی‌رنگ شمع‌ها در فضای نیمه‌تاریک سالن، درخششی جادویی ایجاد می‌کرد.
رومیزی‌ها توری مشکی‌رنگ بودند و دورتادور سالن، روی میزهای چوبی، شمع‌ها، کدوهای دیزاین‌شده و جام‌های نوشیدنی عتیقه و گوتیک به چشم می‌خوردند.
از چلچراغ‌های سالن، تکه‌های بریده‌شدهٔ تور مشک

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را برای این رمان ارسال کنید. لطفا ابتدا اپلیکیشن را نصب کنید و سپس اقدام به ثبت نظر کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • تینو

    1

    وایی عرر😭😭

    ۲ هفته پیش
  • Samieh

    4

    واسه میرن جون میدمم چرا انقد خوبهه😭😭

    ۱ ماه پیش
  • ۰۰۰۰۰۰

    0

    مرجان امشب پارت میزاری ؟

    ۱ ماه پیش
  • ۰۰۰۰۰۰

    2

    وایی امشب پارت داریم 😁😆

    ۱ ماه پیش
  • Eli

    3

    آخرش که الیان بچه رو برد با خودش

    ۱ ماه پیش
  • Eli

    8

    حسی که میرن به هانا داره»

    ۱ ماه پیش
  • نیاز

    4

    مرجان یعنی حقمون تو این شرایط یه پارت هدیه نیست🥲🥲لطفاا

    ۱ ماه پیش
  • ....

    12

    حالا مغز من این وسط:( ویکتور آخرش با ویکتوریا ازدواج می کنه، نه با عروس مرده..)

    ۱ ماه پیش
  • پریا

    7

    حس می کنم دارم خواب می بینم،همه چی اوکیه😭😂وای خدایاا حسی که میرن به هانا داره دیوونه کنندست😭😭

    ۱ ماه پیش
  • ....

    9

    وای دلم برای لیو قشنگم تنگ شده..چرا نیستت🥺

    ۱ ماه پیش
  • ....

    6

    از مارتا خبری نیست..مخصوصا اینکه میرن رفت سمت سن..این عجوزه قطعا بیکار نمی شینه..مرجان بانو به خیر کنه..

    ۱ ماه پیش
  • .....

    8

    لیو پسر کجاایی کنجکاوم ببینم تو قراره تو این جشن چطور ورود بزنی😁🫀

    ۱ ماه پیش
  • Mahil

    6

    پس لیو و وانیا چیی . خدایی کم پارت داریم ازشون😭

    ۱ ماه پیش
  • ۰۰۰۰۰۰

    9

    بچه ها دقت کردین میرا همش داشت از هانا تعریف می کرد اون دفعه درمورد موهاش بود این دفعه در مورد لباسش باور کنین قرار یه بلایی سر هانا بیارن من مطمئنم

    ۱ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    8

    دقیقا وقتی چندتا اشاره شد هانا تنها نقطه سفید جشنه مثل یه پریه حس بدی گرفتم که نکنه اون عجوزه بیاد اذیتش کنه اونم وقتی این همه ذوق داره برگرده خونه

    ۱ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    8

    از میرن ممنونم که نقش رقیب عشقی رو برای الیان ایفا می کنه😌

    ۱ ماه پیش
کپی شد!