پارت بیست و نهم :

هم آن صدای نحس قد علم کرد
- باشه اصلاً علی رو بیخیال... تو اصلاً میدونی کی هستی؟ اینجا، توی این زندگی چه جور آدمی نیستی؟ شاغلی؟ شغلت چیه؟ اصلاً دوستان کین؟ خانوادت چی؟ وسط این همه غریبه چطوری میخوای عادی زندگی کنی؟
واقعاً من اینجا چه جور آدمی بودم؟ شغلم چی بود؟ از دست تو لیلا کاش اطلاعات بیشتری به من میدادی. من چطوری این‌ها را بفهمم؟
سر درد عجیبی توی تنم پیچید جوری که از درد تما

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳ ساعت پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!