خود دیگرم به قلم آرزو شریفی
پارت بیست و نهم :
هم آن صدای نحس قد علم کرد
- باشه اصلاً علی رو بیخیال... تو اصلاً میدونی کی هستی؟ اینجا، توی این زندگی چه جور آدمی نیستی؟ شاغلی؟ شغلت چیه؟ اصلاً دوستان کین؟ خانوادت چی؟ وسط این همه غریبه چطوری میخوای عادی زندگی کنی؟
واقعاً من اینجا چه جور آدمی بودم؟ شغلم چی بود؟ از دست تو لیلا کاش اطلاعات بیشتری به من میدادی. من چطوری اینها را بفهمم؟
سر درد عجیبی توی تنم پیچید جوری که از درد تماÙ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
فرشته
1خیلی هیجانی و پر از سؤال شده این پارت های جدید و جذاب😍❤️
۳ ماه پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
ای جانم خوشحالم که دنبال میکنین
۳ ماه پیشالهام
1والا منم استرس گرفتم خوبه سارا تو این زندگیش باردار باشه😈
۳ ماه پیش
آرزو شریفی | نویسنده رمان
وای یا خدا😶🌫️😶🌫️😶🌫️😶🌫️😶🌫️
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

؟؟؟؟
1وای چقدر سخت شد،اصلا به این چیزاش فکر نکرده بودیم، تو این زتدگی انگار حافظشو از دست داده و هیچی از جزئیات زندگیش یادش نیست 😮🙏🏻