پارت پنجاه و هشتم :

اشک به پهنای صورت می بارید و دست هایم جلودارشان نبود.
-مثل من. منم رفتم که آروم شم. ولی نشدم. جدا شدم که آروم شم ولی نشدم. به خدا اگر دست از سرم برندارید، دیگه اسم هیچ کدومتون رو نمیارم. بزارید به زندگی کوفتی خودم برسم.
-ترانه ترانه چی شد؟ این دختر حالش خوب نیست چه کارش دارید آخه.
به سمت سرویس بهداشتی رفتم و وقتی بی حال بیرون آمدم، آقای دکتر آریا هم تشریف آورده بودند و میترا نیوز د

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت فرزاد در رمان تقدیر ترانه فرزاد
تصویر شخصیت کیوان در رمان تقدیر ترانه کیوان
تصویر شخصیت مهران در رمان تقدیر ترانه مهران
تصویر شخصیت پارسا در رمان تقدیر ترانه پارسا
تصویر شخصیت سامان در رمان تقدیر ترانه سامان
تصویر شخصیت ترانه در رمان تقدیر ترانه ترانه
تصویر شخصیت میترا در رمان تقدیر ترانه میترا
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!